موضوعات داغ

شوک جدید افزایش قیمت در بازار خودرو؛ ابلاغیه قیمت‌گذاری پتروشیمی‌ها بر مبنای نرخ جهانی

عکس نویسنده
گروه خودرو
نویسنده
عکس مطلب اول

تحلیل ابلاغیه پالایشگاهی و تغییر ساختار قیمت‌گذاری مواد اولیه

در روزهای اخیر، انتشار اسناد جدید در حوزه سیاست‌گذاری‌های کلان اقتصادی و دستورالعمل‌های مرتبط با تامین مواد اولیه، شوک تازه‌ای به بدنه نحیف صنعت خودروسازی و قطعه‌سازی کشور وارد کرده است. بر اساس مستندات و تصویر نامه‌ای که با نام در فضای رسانه‌ای و صنعتی منتشر شده است، شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران ضوابط بسیار سخت‌گیرانه و جدیدی را برای قیمت پایه فروش داخلی فرآورده‌های ویژه نفتی و پتروشیمی ابلاغ کرده است. این ابلاغیه مهم که مدیران عامل شرکت‌های پالایشی را خطاب قرار داده، به صراحت مبنای محاسبه قیمت‌ها را تغییر داده و سیستم قیمت‌گذاری محصولات پایه را به صورت مستقیم به نرخ‌های جهانی و نوسانات ارزی گره زده است. در متن این سند به وضوح اشاره شده است که قیمت‌ها بر اساس توافق انجام شده با ستاد تنظیم بازار و بر مبنای میانگین قیمت‌های نشریه Platts در دو مقطع زمانی از هر ماه استخراج و به عنوان نرخ پایه اعلام خواهد شد.

موضوعی که در این سند بیش از همه توجه کارشناسان اقتصادی و روزنامه‌نگاران داده‌محور را به خود جلب کرده، الزام به محاسبه قیمت‌ها بر اساس فرمول دلار بر تن است. این تصمیم استراتژیک به این معناست که از این پس، هرگونه نوسان در قیمت جهانی نفت و فرآورده‌های وابسته و همچنین هرگونه تغییر ناگهانی در نرخ برابری ارز در داخل کشور، به صورت مستقیم، آنی و در بازه‌های زمانی پانزده روزه بر قیمت مواد اولیه پایه تاثیر خواهد گذاشت. از یک سو، نکته منفی و بسیار نگران‌کننده این سیاست اقتصادی، ایجاد یک شوک تورمی شدید، لحظه‌ای و غیرقابل پیش‌بینی به هزینه‌های تولید است که می‌تواند برنامه‌ریزی‌های مالی شرکت‌های تولیدی را با اختلال جدی مواجه کند. اما از سوی دیگر، نباید از نکته مثبت و اصلاحی این تصمیم غافل شد؛ واقعی‌سازی قیمت‌ها و همگام‌سازی آن با بازارهای جهانی، در صورت ثبات ارزی، در بلندمدت می‌تواند به حذف رانت‌های عظیم، جلوگیری از قاچاق معکوس فرآورده‌های یارانه‌ای به کشورهای همسایه و ایجاد شفافیت کامل در بورس کالا کمک شایانی کند و دست دلالان را از بازار مواد اولیه کوتاه نماید.

نقش حیاتی فرآورده‌های پتروشیمی در مهندسی خودروهای مدرن

شاید در نگاه اول برای یک مصرف‌کننده عادی، ارتباط مستقیمی میان بخشنامه‌های پالایشگاهی و قیمت نهایی یک خودروی سواری در بازار به چشم نیاید، اما بررسی‌های دقیق مهندسی و آنالیز متریال در صنعت خودروسازی، حقایق و داده‌های دیگری را برملا می‌کند. یک خودروی امروزی تنها مجموعه‌ای از قطعات فولادی و مکانیکی نیست. پیشرفت تکنولوژی باعث شده تا خودروسازان برای کاهش وزن خودرو، بهبود استانداردهای ایمنی و ارتقای متریال کابین، به شدت به مواد پلیمری، پلاستیک‌های مهندسی، رزین‌ها و الاستومرها وابسته شوند. به طور میانگین، بخش قابل توجهی از وزن یک خودروی سواری را محصولات پایه پتروشیمی تشکیل می‌دهند. چه در تولید خودروهای اقتصادی داخلی و چه در فرایند مونتاژ و تامین قطعات محصولات پریمیوم مونتاژی مانند خودرو آریزو ۸ پرو که با لوگو فونیکس به بازار عرضه می‌شود، نقش این مواد پلیمری غیرقابل انکار است.

از داشبورد و تریم داخلی کابین که عمدتا از جنس پلی‌پروپیلن و پلاستیک‌های مقاوم ساخته می‌شوند تا سپرهای پلاستیکی، عایق‌های حرارتی، فوم صندلی‌ها، لاستیک‌های دور شیشه، تایرها، رنگ‌های صنعتی خودرویی، انواع روانکارها و روغن‌های گیربکس؛ تمامی این موارد ریشه در فرآورده‌های ویژه نفتی دارند. بنابراین، زمانی که در ابلاغیه صحبت از محاسبه قیمت این مواد پایه بر اساس نشریه بین‌المللی می‌شود، در واقع زنگ خطر برای افزایش قیمت صدها قطعه حیاتی به کار رفته در یک خودرو به صدا در می‌آید که کل زنجیره تامین را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد.

نامه ابلاغیه قیمت‌گذاری پتروشیمی‌ها بر مبنای نرخ جهانی

بحران نقدینگی قطعه‌سازان و چالش‌های پیچیده در خطوط تولید

با اجرایی شدن بی‌قید و شرط این دستورالعمل و شناور شدن قیمت مواد اولیه پتروشیمی، اولین و سهمگین‌ترین ضربه اقتصادی بر پیکره شرکت‌های قطعه‌سازی وارد خواهد شد. ساختار زنجیره تامین خودرو در ایران به گونه‌ای است که قطعه‌سازان به عنوان حلقه واسط و ضربه‌گیر میان صنایع مادر و خودروسازان بزرگ ایفای نقش می‌کنند. در این سیستم سنتی، یک قطعه‌ساز مجبور است مواد اولیه پلیمری خود را به صورت نقدی و با قیمت‌های روز خریداری کند، اما مطالبات خود از شرکت‌های خودروساز را در بازه‌های زمانی بسیار طولانی، گاهی تا ۱۲۰ الی ۱۸۰ روز، دریافت می‌کند. این عدم تقارن زمانی شدید در پرداخت‌ها و دریافت‌ها، همواره پاشنه آشیل صنعت قطعه‌سازی بوده است.

حال تصور کنید در شرایطی که قیمت مواد اولیه هر دو هفته یک‌بار بر اساس نرخ‌های جهانی و قیمت دلار به‌روزرسانی و گران‌تر می‌شود، این شرکت‌ها چگونه می‌توانند نقدینگی لازم برای ادامه حیات تولیدی خود را تامین کنند. نکته منفی و بحران‌زای این فرایند، توقف احتمالی خطوط تولید قطعات پلاستیکی و پلیمری، کاهش تیراژ تولید روزانه خودروسازان به دلیل کسری قطعه و در نهایت دپو شدن دوباره خودروهای ناقص در پارکینگ کارخانه‌ها است که بحران عرضه را تشدید می‌کند. با این وجود، نکته مثبت و فرصت پنهان در دل این بحران ارزی، ایجاد یک اجبار ساختاری برای قطعه‌سازان و خودروسازان جهت بهینه‌سازی فرایندهای تولید است. این شوک قیمتی بی‌سابقه می‌تواند به عنوان یک محرک جبری، صنعتگران را به سمت استفاده از تکنولوژی‌های جدید، کاهش ضایعات مواد پلیمری و پیاده‌سازی سیستم‌های تولید ناب سوق دهد تا بهره‌وری خطوط تولید خود را به استانداردهای جهانی نزدیک‌تر کنند.

چالش قراردادهای تامین و شناور شدن قیمت تمام شده

یکی دیگر از معضلات بزرگ و حقوقی ناشی از این ابلاغیه پالایشگاهی، بی‌اعتبار شدن عملی قراردادهای تامین قطعه میان قطعه‌سازان و خودروسازان است. عموم قراردادهای تجاری در این بخش به صورت سالانه یا شش‌ماهه با قیمت‌های ثابت و مشخص (Fixed Price) منعقد می‌شوند. اما زمانی که پایه قیمت‌گذاری مواد اولیه با نوسانات مداوم همراه است، تولیدکنندگان قطعه دیگر حاضر به تحویل محصولات با قیمت‌های زیان‌ده قبلی نخواهند بود و خواستار شناور شدن قیمت‌ها در الحاقیه‌های جدید می‌شوند. این موضوع باعث ایجاد یک بی‌نظمی گسترده در برنامه‌ریزی مالی خودروسازان شده و امکان پیش‌بینی دقیق برای طرح‌های پیش‌فروش را عملاً از بین می‌برد.

پیامدهای نهایی برای بازار خودرو و فشار فزاینده بر مصرف‌کننده

در نهایت، انتهای این زنجیره پر تنش و افزایش هزینه‌های تولید، مستقیما به بازار خودرو و جیب خریداران نهایی ختم می‌شود. افزایش بی‌وقفه بهای تمام شده قطعات پلیمری و لاستیکی، در کنار هزینه‌های سربار، باعث بالا رفتن چشمگیر قیمت تمام شده خودرو در درب کارخانه خواهد شد. خودروسازان که همواره از سیستم قیمت‌گذاری دستوری گلایه دارند، با استناد به مستندات این ابلاغیه‌ها و افزایش هزینه‌های مواد اولیه، مدارک قانونی قدرتمندی برای ارائه به نهادهای قیمت‌گذار و دریافت مجوز افزایش قیمت رسمی محصولات خود به دست خواهند آورد. این فرایند به صورت اجتناب‌ناپذیری، بازار آزاد را نیز ملتهب کرده و منحنی قیمت‌ها را صعودی خواهد کرد.

در شرایطی که توان خرید جامعه به شدت کاهش یافته است، این تورم تحمیلی به منزله یک فشار مضاعف است. نکته منفی و تبعات اجتماعی این تصمیم اقتصادی، کاهش هرچه بیشتر قدرت خرید مصرف‌کنندگان واقعی و خروج اجباری تقاضای مصرفی از بازار ملتهب خودرو است. در این فضای غبارآلود، تنها نکته مثبت میان‌مدت این است که با شفاف شدن هزینه‌های واقعی تولید و حذف یارانه‌های انرژی پنهان از زنجیره تامین خودرو، مسیر برای تصمیم‌گیری‌های کلان، درک قیمت واقعی خودرو و گذار از اقتصاد یارانه‌ای به اقتصاد بازار فراهم می‌شود. فعالان رسانه‌ای و منتقدان اقتصادی با ابراز نگرانی شدید از تبعات اینگونه بخشنامه‌ها، هشدار داده‌اند که دود این تصمیمات مقطعی مستقیما به چشم جامعه خواهد رفت. همان‌طور که کارشناسان بازار خودرو در واکنش به این سند اعلام کرده‌اند:

نتیجه این تصمیم چیزی جز افزایش هزینه تولید، گرانی کالاها، فشار بیشتر بر مصرف‌کننده و کوچک‌تر شدن سفره مردم نخواهد بود.

مدیریت بحران و روابط عمومی در شرایط تورم قطعات

یکی از ابعاد حیاتی در مواجهه با این شوک‌های قیمتی، چالش سنگینی است که پیش روی تیم‌های ارتباطات، روابط عمومی و مدیریت برند شرکت‌های خودروسازی قرار می‌گیرد. در حالی که افکار عمومی همواره نسبت به افزایش قیمت خودروهای داخلی واکنشی تند نشان می‌دهد، اعلام خبر گرانی خودرو به دلیل افزایش جهانی قیمت مواد اولیه پتروشیمی، نیازمند یک استراتژی ارتباطی بحران‌محور و مستدل است. دپارتمان‌های روابط عمومی باید بتوانند با شفاف‌سازی داده‌ها، تولید محتوای دقیق و ارائه گزارش‌های مینیمال و حرفه‌ای، سهم تغییرات نرخ دلار و نشریات بین‌المللی در قیمت تمام شده محصولات خود را به درستی تبیین کنند. در غیر این صورت، عدم آگاهی عمومی از تاثیر مستقیم اسناد بالادستی، باعث خواهد شد تا تمامی نارضایتی‌های ناشی از تورم، مستقیما به برند خودروساز وارد شده و آسیب‌های جبران‌ناپذیری به اعتماد مصرف‌کنندگان وارد نماید. نهادهای تصمیم‌گیر باید پیش از اجرای چنین طرح‌هایی، تبعات زنجیره‌ای آن را بر صنایع پایین‌دستی به دقت محاسبه و مدیریت کنند.

نظرات کاربران

دیدگاه های شما پس از تایید توسط خودروبانک نمایش داده خواهند شد