تشکر از پلیس راه

عکس نویسنده
فرهاد کاشانی
نویسنده
به نقل از وبسایت مهندس فرهاد کاشانی: در سال ٢٠٠٢ به دعوت یکی از صاحبان صنایع تولیدی برای مدت یک ماه جهت بازدید از کارخانجات ایشان و دیداری از ایران ، برای اولین بار پس از سال ها به وطن برگشتم .
راجع به مشاهداتم از ایران باید مقالاتی جداگانه بنویسم ولی از آنچه که مربوط به ماشین و مسائل ماشینی است می خواهم در اینجا بنویسم. به نظر من مناطق مختلف جهان را از نظر طرز رانندگی مردم می توان به سه گروه تقسیم کرد.

قانونی: اکثر قوانین توسط رانندگان رعایت می شود.
نیمه قانونی: نیمی از قوانین توسط نیمی از رانندگان رعایت می شود
قانون شکن: اکثر قوانین توسط رانندگان رعایت نمی شود.

به نظر من ایالات کالیفرنیا و کلرادو و بسیاری از ایالت های امریکا جزو گروه اول بوده و نیویورک و ماساچوست و کشور تایوان جزو گروه دوم و متأسفانه ایران خودمان جزو گروه سوم هستند.
خوشبختانه رانندگی امری موروثی نیست و علت رانندگی صحیح بسیاری از ایالات و ولایات نتیجه تعلیم صحیح رانندگی نیز نبوده بلکه نتیجه اجرای صحیح قانون توسط مجریان آن است. شما در یک خیابان هر ده متر یک افسر پلیس را با قبض جریمه بگمارید و از هر یک بخواهید که صد قبض جریمه در روز صادر نمایند و در کمتر زمانی خواهید دید که کلیه رانندگان در آن خیابان تمام قوانین را رعایت خواهند کرد و هیچ احتیاجی به تعلیمات بیشتر برای رانندگان نیز نیست.
اگر در امریکا مردم در بین خطوط رانندگی می کنند و در ایران در روی خطوط علت این است که در امریکا اگر پلیس شما را متوقف کند جای هیچ بحثی نیست که برای شما قبض جریمه ای سنگین صادر خواهد کرد که در صورت استفاده از مشروبات الکلی، می تواند شامل ۵۰۰۰ دلار جریمه و یک شب زندان باشد. تازه مشکلات بعدی شما از قبیل افزایش نرخ بیمه و احتمال از دست دادن گواهینامه نیز آغاز می شود. همین مسئله ممکن است در کشوری دیگر نادیده گرفته بشود و یا با چک و چانه زدن با پلیس و بدون دریافت جریمه حل شود.
علت نابسامانی رانندگی در کشور ما این است که هیچگونه ترسی از پلیس نداریم و اگر دستمان برسد جلوی ماشین پلیس ویراژ نیز می دهیم. در ایالت کالیفرنیا صدای آمبولانس و ماشین آتش نشانی و پلیس فقط یک معنی می دهد و آن اینکه تمام رانندگان باید بلافاصله به سمت راست خیابان رفته و توقف نمایند تا ماشین مربوطه به راحتی و به سرعت رد بشود و بعد هم نمی توان فاصله خود را با چنین ماشینی به کمتر از یکصد متر تقلیل داد و به تعقیب آن پرداخت. چنانچه سعی کنید که چنین قانونی را بشکنید به اشد مجازات رانندگی محکوم خواهید شد. در تایوان رانندگان به ماشین آمبولانس مسابقه می دهند و به جلوی آن می پیچند و هیچ جریمه ای نیز نمی دهند.
من شخصاً از تمام قوانین رانندگی در امریکا و در ایران اطلاع دارم و در امریکا بجز مسئله سرعت هیچ خطای دیگری انجام نداده ام و بابت سرعت هم بطور متوسط هر سه سال یک قبض جریمه دریافت کرده ام. در سفر اخیرم به ایران و با مشاهده وضع رانندگی در تهران محیط را برای شکستن قوانین رانندگی مساعد دیدم و همان راننده ای که در امریکا ۴۵ دقیقه پشت یک ماشین آهسته رو با سرعت ۴۰ کیلومتر گردنه ها را در می نوردید و حاضر نبود که یک انحراف به چپ و سبقت غیرقانونی انجام بدهد در جاده قزوین به رشت چنین خطایی کرد که در کمتر از یک دقیقه توسط پلیس راه هوشیار این جاده متوقف شد و اولین جریمه ۵۰۰۰ تومانی خود را دریافت نمود. البته تقاضاهای دوستم هم مبنی بر این که من مسافر تازه وارد و یا خلبان هستم خوشبختانه مورد اجابت افسر پلیس قرار نگرفت و این افسر وظیفه شناس قبض جریمه را صادر نمود و من نیز آن را با خشنودی پذیرفتم. روز بعد در مراجعت از جاده چالوس من که واقعه روز قبل را تصادفی می پنداشتم مجدداً خبط دیگری کرده و در حالیکه در پشت یک کامیون دیزل آهسته رو گیر کرده بودم از روی خط ممتد انحراف به چپ نموده و از این کامیون جلو زدم. پانزده ثانیه بعد توسط پلیس راه وظیفه شناس این جاده متوقف و یک قبض جریمه ۵۰۰۰ تومانی دیگر را در کمال خشنودی دریافت کردم. بنده می توانم به شما قول بدهم که تا عمر دارم حداقل در این دو جاده، دیگر خبطی نخواهم کرد زیرا می دانم که در این دو جاده افسران وظیفه شناس پلیس راه مشغول انجام وظیفه هستند. آیا من احتیاج به تعلیمات رانندگی صحیح دارم؟
جواب خیر است. من می توانم خود چنین کلاس هایی را آموزش بدهم و به کلیه قوانین نیز احاطه کامل دارم. پس چه چیز باعث می شود که من در امریکا راننده ای منضبط ولی در ایران قانون شکن باشم. جواب فقط در نحوه برخورد پلیس است. من از پلیس امریکا می ترسم ولی از پلیس ایران نمی ترسیدم (حداقل تا روز دریافت جریمه). پیشنهاد من به نیروهای کنترل ترافیک این است که تا می توانند در مقابل رانندگان خاطی چون من، سختگیری نمایند و به جای تعلیم رانندگان که خود قوانین را نیک دانسته و آنها را زیر پا می گذارند نیروهای انتظامی را برای صدور قبض جریمه بیشتر و انعطاف ناپذیری در مقابل خاطیان تعلیم بدهند و نتایج مثبت آن را در مدتی کوتاه ببینند.
در حالیکه در امریکا مشاهده یک ماشین پلیس لرزه بر اندام رانندگان می اندازد و همه خود را جمع و جور می نمایند و از اطراف آن می گریزند در ایران تفاوتی میان دیدن یک ماشین پلیس ترافیک و یک تاکسی نیست و این مسئله ای است که باید عوض شود. متأسفانه برخلاف عقاید رایج، اینجانب شخصاً به این مسئله که آموزش صحیح رانندگی کلید حل مشکلات ترافیک است را قبول نمی کنم و اجرای صحیح قوانین را نتیجه کنترل صحیح پلیس می دانم. متأسفانه میل بشر به قانون شکنی بیشتر از میل به قانون مداری است بخصوص وقتی که جزایی برای قانون شکنی وجود نداشته باشد.
نظرات