موضوعات داغ

واقعیت تلخ قیمت‌گذاری دستوری؛ چرا ایران خودرو ناچار به افزایش قیمت است؟

عکس نویسنده
گروه خودرو
نویسنده
عکس مطلب اول

اقتصاد قیمت‌گذاری و معمای ارزانی در بازار خودرو

مثل رایجی می‌گوید: هیچ ارزانی بی‌دلیل نیست. این باور عامیانه به ساده‌ترین و موجزترین شکل این منطق اقتصادی را توضیح می‌دهد که اگر کالایی به طور غیرعادی ارزان باشد، یا کیفیتش محل تردید است یا بخشی از هزینه‌های آن از جایی غیر از جیب خریدار تأمین شده است.

در فرهنگ عامه ما ایرانیان، این ضرب‌المثل بسیار پرکاربرد و عمیق است و یک منطق پیچیده اقتصادی را برای عموم جامعه با زبانی ساده و ملموس توضیح می‌دهد. بر اساس این منطق شفاف، اگر کالایی در بازار به طور خارج از عرف ارزان به دست مشتری برسد، تنها دو حالت برای آن متصور خواهد بود؛ یا آن کالا فاقد حداقل‌های استاندارد است، یا اینکه بخشی از هزینه‌های تمام‌شده آن از منابعی غیر از خریدار نهایی جبران می‌شود. برای درک بهتر این موضوع، کافی است به بازارهای جهانی نگاهی بیندازیم. به عنوان مثال، همه به خوبی می‌دانند که نمی‌توان یک کیف دستی از برندهای لوکسی مانند هرمس یا شنل را در یک مغازه کوچک حاشیه‌ای، با نصف قیمت فروشگاه‌های رسمی آن‌ها در پاریس خریداری کرد. در چنین شرایطی، خریدار حتی بدون نیاز به هیچ متخصص اصالت‌سنجی، بلافاصله به این نتیجه می‌رسد که کالای مذکور کاملا تقلبی است؛ زیرا ارزش واقعی آن، به هیچ وجه با آن قیمت ارزان همخوانی ندارد.

از منظر علم اقتصاد و منطق بازار سرمایه، مفاهیمی مانند ارزان بودن و گران بودن مطلق نیستند و همواره نسبت به یک شاخص کلیدی به نام ارزش واقعی سنجیده می‌شوند. به زبان ساده، کالایی ارزان تلقی می‌شود که مبلغ پرداختی مصرف‌کننده، از ارزش ذاتی آن کمتر باشد. با این وجود، نمی‌توان هر ارزانی را به معنای بی‌کیفیتی مطلق دانست. در اقتصاد خرد، زمانی که یک برند تصمیم می‌گیرد قیمت محصولاتش را در رویدادی مانند بلک فرایدی بسیار پایین‌تر از ارزش واقعی تعیین کند، در حقیقت بخشی از بهای تمام‌شده توسط خود تولیدکننده به صورت موقت و برای جذب بازار پرداخت شده است. اما زمانی که این روش در سطح اقتصاد کلان اجرا می‌شود، به مفهوم آشنای سوبسید یا یارانه می‌رسیم. در این ساختار، دولت‌ها بخشی از هزینه تمام‌شده را تقبل می‌کنند تا قیمت نهایی پایین بماند؛ رویه‌ای که قیمت‌گذاری نان، بنزین و دارو در کشور ما مصداق بارز آن است.

سایه سنگین سیاست‌های عوام‌گرایانه بر تولید ملی

صنعت خودرو و شرایط فروش محصولات تولیدی آن، در دهه‌های گذشته دستخوش تغییرات سیاستی عجیبی شده است. اگرچه خودرو در سبد کالاهای اساسی و حیاتی خانوارها قرار ندارد، اما در دورانی تصمیم بر این شد که با شعار حمایت از مصرف‌کننده، این محصول با بهایی بسیار کمتر از ارزش واقعی خود در قالب شرایط فروش ویژه به دست خریداران برسد. ابزار اصلی این سیاست جدید، سرکوب قیمتی شدید و مداوم از سوی نهادهای تنظیم‌گر بازار بود. در آن برهه، این نهادها در واکنش به مخالفت‌های مستدل کارشناسان اقتصادی وعده دادند که کشف قیمت نهایی همواره حاصل جمع هزینه تمام‌شده و یک حاشیه سود منطقی خواهد بود و در غیر این صورت، دولت متعهد می‌شود مابه‌التفاوت قیمت واقعی و تکلیفی را جبران نماید.

آشکار شدن اثرات مخرب این مکانیسم دستوری چندان طول نکشید. عرضه مداوم خودرو با قیمتی بسیار پایین‌تر از نرخ بازار آزاد، در عمل معنایی جز ایجاد یک اختلاف قیمتی رانت‌زا نداشت. این اختلاف قیمت فاحش، ناگهان تقاضای کاذب برای ثبت‌نام در بخشنامه‌های فروش را در جامعه منفجر کرد. پیامد این سیاست قابل پیش‌بینی بود؛ صف‌های چند میلیونی تقاضا شکل گرفت که مصرف‌کننده واقعی در انتهای آن قرار داشت و بساط قرعه‌کشی‌های خودرویی به پا شد که فرآیند خرید را به یک مسابقه بخت‌آزمایی بدل کرد. در این میان، شبکه‌ای از دلالان شکل گرفت که تمام منابع مالی را می‌بلعید، در حالی که تولیدکننده زیر بار زیان له می‌شد.

دولت وقت نه تنها نتوانست عدالت مدنظرش را در شرایط فروش پیاده‌سازی کند، بلکه کم‌کم از زیر بار تعهدات قانونی خود برای جبران هزینه‌ها شانه خالی کرد. نتیجه این شد که خودروسازان ماندند با کوهی از زیان‌های انباشته که با تولید هر دستگاه خودرو بیشتر می‌شد. پوپولیسم در اقتصاد شعارهای جذابی می‌دهد اما راه‌حل‌های غیرکارشناسی آن در نهایت به بحران می‌انجامد؛ درست مانند سیاست‌هایی که در ونزوئلا پیاده شد و با شعار تولید خودروی ارزان، ظرف یک دهه آمار تولید را از ۲۰۰ هزار دستگاه به کمتر از ۱۰ هزار دستگاه رساند و صنعت را نابود کرد. همین بحران‌های مکرر بود که ضرورت جراحی بزرگ صنعتی، یعنی واگذاری مدیریت ایران خودرو به بخش خصوصی را ناگزیر ساخت.

عبور از بحران با تغییر ریل مدیریتی در بزرگترین خودروساز کشور

با درک این خطرات استراتژیک، واگذاری مدیریت این غول صنعتی به بخش خصوصی انجام شد تا مسیر از سیاست‌های پوپولیستی به سمت رویکردهای کارشناسی تغییر کند. این اتفاق تاریخی، فرصتی بی‌نظیر برای اصلاح ساختارهای معیوب گذشته در حوزه کیفیت و تدوین شرایط فروش واقع‌بینانه فراهم ساخت. اما آیا صرف این تغییرات مدیریتی برای درمان دردهای کهنه این صنعت کافی بود؟ پاسخ کارشناسان، فعالان زنجیره تامین و مدیران ارشد ایران خودرو به این پرسش یک نه قاطع است.

بزرگترین خودروساز کشور در همین فاصله زمانی کوتاه یک‌سال و نیمه بعد از انجام فرآیند واگذاری، توانسته است با تکیه بر مدیریت بحران گام‌های بلندی بردارد. این شرکت در وهله اول موفق شد با وجود موانع متعدد و شوک‌های بی‌امان بیرونی، به اندازه‌ای تولید داشته باشد که با مجموع تولید شش شرکت خودروساز بزرگ دیگر کشور برابری کند. این افزایش چشمگیر تیراژ در سالی رقم خورد که آمار تولید کل صنعت خودروی کشور روند کاهشی داشت، اما تلاش‌های بی‌وقفه مهندسان و کارگران این مجموعه توانست میانگین تولید ملی را به تنهایی حفظ نماید.

دستاوردهای بی‌سابقه در دوران تحریم و فشارهای اقتصادی

دستاوردهای دوران مدیریت جدید تنها به حفظ اعداد روی کاغذ محدود نمی‌شود. این شرکت موفق شده است ۹۳ درصد از برنامه جامع تولید خود را محقق سازد و سهم خود از بازار داخلی را به میزان ۱۱ درصد افزایش دهد. مهم‌تر از همه، در یک اقدام انسانی و حرفه‌ای در راستای احترام به مصرف‌کننده، شمار خودروهای معوق مشتریان به عدد صفر رسید که تاثیر بسزایی در بازگرداندن آرامش به بازار داشت.

این مجموعه با تغییر رویکرد به سمت حذف ریشه‌ای ایرادات در زنجیره تامین و تولید، هم در مسیر رفع عیوب و هم توسعه محصولات گام برداشت. طراحی خودروهای مدرن هیبریدی بومی، اصلاح ایرادهای مزمن و افزایش دوره‌های گارانتی تنها بخشی از این دستاوردهاست. با ارتقای کیفیت و تحویل به موقع در شرایط فروش، شکایات مردمی کاهش و رضایت مشتریان وفادار افزایش یافت. در حوزه ساختاری نیز، با انحلال قریب به ۳۰ شرکت تابعه غیرضروری و کاهش اعضای هیأت مدیره از پنج به سه نفر، این غول صنعتی بسیار چابک‌تر از گذشته به مسیر خود ادامه می‌دهد.

واقعیت‌های تلخ اقتصادی و لزوم بازنگری در شرایط فروش

با وجود تمامی این اصلاحات عمیق، این نتایج مثبت به هیچ وجه نافی چالش‌های مهلک قیمت‌گذاری دستوری نیست. این چالش‌ها شاید تا پیش از این با مدیریت استراتژیک منابع قابل تحمل بود، اما شرایط محیطی اقتصاد تغییرات بنیادینی کرده است. وقوع جنگ‌های منطقه‌ای ۱۲ و ۴۰ روزه، آتش‌بس‌های ناپایدار و بمباران زیرساخت‌های کلیدی که تأمین‌کننده نهاده‌های خودروسازی هستند، فضای تولید را در تنگنای شدیدی قرار داده است.

علاوه بر این اختلالات گسترده، محاصره‌های دریایی که منجر به محدودیت در تامین خارجی شده، قطع حمایت‌های ارزی دولت و ثبت تورم بالای ۵۰ درصد در بخش نهاده‌های تولید، شرایطی بی‌سابقه را رقم زده است. این موج از فشارهای سنگین اقتصادی، ایران خودرو را مانند سایر صنایع مادر کشور در نقطه‌ای قرار داده که اصلاح شرایط فروش و حرکت به سمت واقعی‌کردن قیمت‌ها، تنها راهکار انسانی و عملی برای تضمین تداوم تولید است و دیگر یک انتخاب محسوب نمی‌شود.

تداوم تولید در گرو تصمیمات شجاعانه

امروز کمتر کارشناسی تردید دارد که تنها راه موثر برای مقابله با جنگ فزاینده اقتصادی و حفظ امنیت ملی، صیانت از سنگرهای تولید است. تحقق اقتصاد مقاومتی نیازمند تأمین مستمر سرمایه در گردش است؛ به خصوص که محدودیت‌های بودجه‌ای دولت، اجازه پرداخت یارانه پنهان را نمی‌دهد. در این کارزار، تولیدکنندگان چاره‌ای ندارند جز اینکه نقدینگی مورد نیاز برای بقای خطوط تولید را به صورت شفاف از کانال عرضه واقعی تأمین کنند تا چرخ دنده‌های صنعت از حرکت باز نایستد.

واقعی‌کردن قیمت‌ها در شرایط فروش جدید، چه از طریق آزادسازی تدریجی در حاشیه بازار و چه از طریق فرمول‌های مبتنی بر تورم نهاده‌ها، تنها راه نجات برای جلوگیری از تعطیلی کارخانجات و بیکاری هزاران کارگر است. تنها با این تصمیمات شجاعانه است که خودروساز می‌تواند بدون تکیه بر حمایت‌های دولتی، به تعهدات انسانی و حرفه‌ای خود در قبال مشتریان عمل کند، در مسیر ارتقای کیفیت گام بردارد و سهم خود را در حفظ استقلال صنعتی کشور ایفا نماید.

نظرات کاربران

دیدگاه های شما پس از تایید توسط خودروبانک نمایش داده خواهند شد