چین در حال انجام یک سرمایهگذاری عظیم و استراتژیک روی تولید رباتهای انساننما است تا با بحران پیری جمعیت و کاهش نیروی کار صنعتی خود مقابله کند. پکن برای تسلط بر این بازار، دقیقاً همان الگوی موفق خود در توسعه خودروهای الکتریکی و پنلهای خورشیدی را به کار گرفته است: تزریق یارانههای کلان دولتی، ایجاد ظرفیت تولید انبوه پیش از شکلگیری تقاضای واقعی، و دامن زدن به رقابتی بیرحمانه در بازار برای کاهش شدید هزینهها. هدف نهایی این سیاست، کنترل فناوریهای حیاتی آینده و کنار زدن رقبای غربی است.
با این وجود، تفاوت بزرگی میان این صنعت و صنعت خودرو وجود دارد. رباتهای انساننما هنوز در مراحل اولیه فناوری هستند. با وجود ویدیوهای پربازدید اینترنتی که رباتهای چینی را در حال رقص یا هنرهای رزمی نشان میدهند، واقعیت در مراکز آموزشی متفاوت است. این رباتها در انجام وظایف سادهای مانند مرتب کردن جعبهها یا بستهبندی، هنوز بسیار کند، دستوپا چلفتی و نیازمند هدایت مکرر انسانی هستند.
ربات انسان نمای ایکسپنگمدیران این صنعت اعتراف میکنند که رباتها فاقد «هوش عمومی» برای سازگاری با محیطهای غیرقابل پیشبینی هستند. به همین دلیل، در کارخانههای مدرن امروزی (مانند خطوط مونتاژ خودرو)، بازوهای رباتیک سنتی همچنان گزینههایی ارزانتر، سریعتر و قابلاعتمادتر از انساننماها محسوب میشوند.
در حال حاضر، بازار رباتهای انساننما در چین به شدت متکی به دولت است. دولتهای ملی و محلی بهعنوان تامینکننده مالی (ارائه یارانهها) و مشتری اصلی خرید سیستمها عمل میکنند. این تقاضای مصنوعی باعث شکلگیری بیش از ۱۵۰ شرکت فعال در این حوزه شده است که تعدادشان به مراتب بیشتر از برندهای خودروی الکتریکی در این کشور است. این تولید مازاد باعث افت قیمتها شده است؛ اما بسیاری از تحلیلگران هشدار میدهند که این بازار در واقع یک «حباب» است. پیشبینی میشود در اواخر سال ۲۰۲۶ یا ۲۰۲۷، با کاهش حمایتهای دولتی، روند ادغام بازار و ورشکستگی بسیاری از این شرکتها آغاز شود و تنها چند غول قدرتمند باقی بمانند.
ربات انساننما چینیاما چرا چین چنین قمار پرریسکی میکند؟ پاسخ در «جمعآوری دادهها» نهفته است. توسعه هوش مصنوعی تجسمیافته فیزیکی، بسیار پیچیدهتر از ساخت چتباتهای متنی است. رباتها برای یادگیری مهارتهای حرکتی به میلیونها ساعت تعامل در دنیای واقعی نیاز دارند. استراتژی چین این است که با اشباع بازار از سختافزارهای ارزان، این دادههای ارزشمند را سریعتر از رقبای خارجی خود (مانند پروژه ربات اپتیموس تسلا) جمعآوری کند.
صرفنظر از ورشکستگیهای احتمالی شرکتها در آینده، این استراتژی در حال تثبیت برتری چین در زنجیره تامین جهانی است. سال گذشته، ۹۵ درصد از تولید جهانی رباتهای انساننما به چین اختصاص داشت. این تسلط بلامنازع، زنگ خطر را برای کشورهای غربی به صدا درآورده است؛ تا جایی که دولت آمریکا واردات رباتهای انساننمای جدید چینی را به دلیل نگرانیهای سایبری و اقتصادی ممنوع کرده است. با وجود تمام ضعفهای فناوری فعلی، زنجیره تامین ارزان چین احتمالاً این کشور را به برنده نهایی این رقابت در سالهای آینده تبدیل خواهد کرد.