پژو پارس یا کیا ریو؟ دست دوم‌های 25 میلیون تومانی
این صفحه 68,571 بار مشاهده شده است - آپلود شده در 1394/4/21

پژو پارس یا کیا ریو؟ دست دوم‌های 25 میلیون تومانی

نوشته: امین امیری فر
عکس: کاظم احمدی

مقدمه

برای افرادی که جهت خرید خودرو بودجه‌ی حدود 25 میلیون تومان در نظر گرفته‌اند و در عین حال توقعشان از اتومبیل چیزی بالاتر از پراید، ام وی ام 110 یا تیبا صندوقدار است، چاره‌ای جز پذیرش ریسک بیشتر و خرید اتومبیل دست دوم باقی نمی‌ماند. از خودروهای کارکرده خیلی قدیمی که بگذریم، دست دوم‌های 5 و 6 ساله‌ی سالم زیادی با همین بودجه قابل خریداریست که از آن جمله می‌توان به سمند، رانا، پژو 206، کیا ریو، تندر90 و پژو پارس اشاره کرد.
اینکه خرید خودروی صفر بهتر است یا دست دوم و در میان این همه اتومبیل کارکرده کدامیک ارزش بیشتری برای خرید دارد بحث مفصلی است که در یک مقاله کوتاه نمی‌گنجد اما امروز قصد داریم به بررسی کلی و مقایسه دو رقیب قیمتی یعنی کیا ریو و پژو پارس در میان دست دوم‌های سالم بازار (با حدود قیمت 25 میلیون تومان) بپردازیم تا مشخص شود کدامیک برنده‌ی رقابت خواهد بود و یا حداقل کدامیک برای چه سلیقه و نیازی مناسب‌تر می‌باشد. به این امید که سوالات افرادی که بین خرید این دو تردید دارند، پاسخ داده شود.

نگاه کلی به پارس و ریو

پژو پارس (که در ابتدا با نام پرشیا به بازار ارائه شد و هنوز هم در بین نیمی از مردم با همین نام خطاب می‌شود)، حاصل فیس‌لیفت موفق پژو 405 بود که در زمان خود با قیمتی بسیار بالا توسط ایران خودرو ارائه و یکی از لوکس‌ترین اتومبیل‌های ایرانی لقب گرفت! البته در آن سال‌ها محدودیت بازار داخلی بسیار بیش از زمان حال بود و پس از مدت کوتاهی با ورود اتومبیل‌هایی نظیر سیتروئن زانتیا و نیسان ماکسیما، پژو پارس از یک خودروی لوکس به اتومبیلی معمولی تنزل درجه پیدا کرد ولی همچنان به لطف طراحی مناسب و کیفیتی که گفته می‌شد کمی از 405 های وطنی بالاتر است، توانست جایگاهش را در میان مردم حفظ کرده و حتی همین امروز برخی افراد، خرید نمونه‌ی صفر کیلومتر آن را به رقبای مختلف از جمله چینی‌های پر زرق و برق بازار ترجیح می‌دهند.
در سمت دیگر میدان کیا ریو قرار گرفته. اتومبیلی از یک کمپانی خوشنام کره‌ای که توسط سایپا با هدف پر کردن فضای خالی بین پراید و زانتیا قدم به بازار تشنه‌ی ایران گذاشت اما علیرغم جایگاه مناسبی که در میان مردم برای خود دست و پا کرده بود، در سال 91 از خط تولید خارج شد و اکنون مدل‌های جدید آن (که البته هیچ شباهتی با محصول قدیمی مونتاژ ایران ندارند) بصورت وارداتی و البته با قیمتی بسیار بیشتر از ریو سایپا به فروش می‌رسند و طرفداران مدل قدیمی چاره‌ای جز خرید نمونه‌های دست دوم این محصول نخواهند داشت.

طراحی ظاهری

بدنه پارس با یک فیس‌لیفت هوشمندانه روی اتاق پژو 405 بوجود آمد. تغییر چهره‌ای موفق که خودرو پیر فرانسوی را از حالت خشک و ساده‌ی قبلی خارج و در حرکتی رو به جلو آن را به چهره محصول جذاب‌تر پژو، یعنی 406 نزدیک نمود.

البته جذابیت این طرح بیشتر مربوط به همان سال‌ها می‌شد و در حال حاضر که چشمانمان به طراحی سیال و چشم نواز خودروهای امروزی عادت کرده بدنه پارس شکل کاملاً معمولی به خود گرفته است ضمن اینکه تولید زیاد و حضور طولانی مدت این محصول در کشومان موجب شده با چهره‌ای تکراری مواجه باشیم. هرچند باید اعتراف کرد هنوز هم در مقابل برخی رقبا (به عنوان مثال تندر90، سمند سورن و یا ام‌وی‌ام 530) در زیبایی حرف هایی برای گفتن دارد.

حالا نگاهی به خودروی رقیب یعنی ریو می‌اندازیم. در اوایل ارائه این محصول کمی طول کشید تا مردم با طراحی متفاوت این اتومبیل کوچک شهری کنار بیایند. در واقع وقتی به بدنه ریو نگاه می‌کنیم نه میتوان از کلمه‌ی زیبا و چشم‌نواز استفاده کرد و نه آن را زشت و بدترکیب دانست! طراحی خاص درب موتور و صندوق عقب در کنار چراغ‌هایی که تا بالای کاپوت کشیده شده‌اند برای مردمی که سال‌ها به طرح‌های ساده اما روتین عادت کرده بودند کمی غیر عادی به نظر می‌رسید. ضمن اینکه این طراحی در جایی ما بین محافظه‌کاری و طرح‌های آینده نگرانه بلاتکلیف است و در نتیجه چهره‌اش نه ساده و سنگین از آب درآمده و نه مدرن و هیجان‌انگیز! البته پس از گذشت مدتی، وقتی به طراحی خاص بدنه ریو عادت کردید جنبه‌های مثبت آن هم قابل رویت می‌شوند. به عنوان مثال طراحی کلیه قسمت‌های بدنه این اتومبیل کره‌ای با یکدیگر هماهنگی مناسبی دارند و یا حداقل نسبت به برادرش هیوندای ورنا چهره‌ای جوان پسندانه‌تر به نمایش گذاشته است. در هر صورت با اینکه این خودروی کوچک آسیایی از نظر طراحی نمره‌ی قبولی را با توجه به سن و سال و قیمتش بدست می‌آورد ولی به طور کلی نمی‌توان امتیاز خیلی بالایی از این حیث به ریو داد.

در مقایسه با پارس باید گفت که هرچند بحث زیبایی تا حد زیادی سلیقه‌ای است و کیا ریو بدلیل تعداد کمتر در خیابان‌ها کمی خاص‌تر به نظر می‌رسد اما در حالت کلی امتیاز برتر در طراحی نصیب پژو پارس خواهد شد. چراغ‌های کشیده، سپرها و جلو پنجره اسپرت با ظاهری خشمگین‌تر و با ابهت بیشتر نسبت به ریو که با چراغ‌های نیم دایره و دهانی نیمه باز چهره‌ای با مزه اما کم جذبه را به بیننده القا می‌کند از جمله دلایل ما برای دادن این برتری به گربه سان ایرانی/فرانسوی بود.

طراحی داخلی

با دیدن تغییرات ظاهری مناسب در پارس توقع می‌رود با ورود به کابین هم با یک حرکت رو به جلو نسبت به 405 روبرو شویم ولی در واقع به غیر از استفاده از طرح چوب در برخی قسمت‌ها و فرمان چهار شاخه و چند مورد جزئی دیگر، تفاوت محسوسی با داشبود قدیمی محصول ارزان قیمت ایران خودرو یعنی 405 (و یا حتی پژو RD و روا) به چشم نمی‌آید و این مسئله برای شخصی که مبلغی بسیار بیشتر پرداخت کرده تا خودرویی از همه نظر بهتر دریافت کند کمی ناراحت کننده به نظر می‌رسد. در حقیقت طرح این کابین به چند دهه قبل باز می‌گردد و فضایی کاملاً قدیمی را برای سرنشینان تداعی می‌کند.

درست است که داشبورد پارس حرف چندانی برای گفتن نداشت اما رقیبش هم نتوانست از این فرصت بدست آمده برای رسیدن به برتری استفاده کند چرا که ریو نیز از این حیث وضعیت مطلوبی ندارد. با وارد شدن به داخل کابین ریو با داشبوردی ساخته شده از پلاستیک خشک روبرو می‌شویم که نه تنها با کیفیت به نظر نمی‌رسد بلکه در طراحی آن نیز هیچ خلاقیتی بکار نرفته است. طراح با خطوط بسیار ساده و بدور از هر گونه هیجانی صرفاً ادوات را سر جای خود قرار داده تا حاصل کار چیزی جز یک داشبورد ساده (و البته کاربردی) نباشد.
از نظر طراحی داخلی هرچند داشبود قدیمی پارس چندان چنگی به دل نمیزد و برتری زیادی نسبت به ریو نداشت اما استفاده از متریال نرم‌تر و با کیفت‌تر باعث شد در این مورد هم برتری را به محصول ایران خودرو دهیم تا ریو فعلاً دست خالی بماند.
(نکته: با توجه به اینکه پژو پارس دست دوم هم قیمت با کیا ریو در مدل‌های با داشبود قدیمی موجود است بررسی داشبورد جدید پارس را به فرصتی دیگر موکول مینماییم.)
خوب تا همین جای کار نتیجه بررسی 2 هیچ به نفع پارس شده! اما هنوز رقابت به پایان نرسیده و فرصت زیادی برای خودنمایی ریو باقیست.

موتور و توانایی های حرکتی

پژو پارس مورد تست از نوع معمولی با موتور XU7 با حجم 1761 سی‌سی و 8 سوپاپ است که توان تولید 100 اسب‌بخار قدرت در دور موتور 6000 و 153 نیوتن‌متر گشتاور در دور موتور 3000 را دارد. اما در سمت دیگر کیا ریو با موتور کوچکتر 1493 سی‌سی ولی با 16 سوپاپ قرار گرفته که 97 اسب بخار قدرت در دور 5500 و 135 نیوتن‌متر گشتاور در دور 4500 را در اختیار راننده قرار می‌دهد. ضمناً هر دو خودرو دارای گیرباکس دنده‌ای 5 سرعته (6 دنده) هستند.

در واقع با این اعداد و ارقام، اعلام برنده‌ی قطعی کمی دشوار است. چراکه حجم بالاتر موتور پارس در مقابل 8 سوپاپ بیشتر ریو و گشتاور بالاتر پژو نیز در برابر وزن سبک‌تر کیا به چالش کشیده می‌شود تا با در نظر گرفتن سایر متغیرها از جمله ضرایب گیرباکس متفاوت، رقابتی نزدیک بین این دو اتومبیل بوجود آید.
با توجه به دست دوم بودن خودروهای مورد تست و اینکه بدون دستگاه داینو نمی‌توانیم بفهمیم هر کدام در این سال‌ها چند اسب را بنا بدلایل مختلف (از جمله نگهداری نامناسب) فراری داده‌‌اند به اعداد اعلامی توسط کارخانه بسنده می‌کنیم.
شتاب اعلامی کارخانه برای رسیدن به سرعت 100 کیلومتر بر ساعت با پژو پارس 11 ثانیه (برخی منابع 11.5) و برای ریو 11.3 ثانیه (برخی منابع 12) بیان شده که در کنار حداکثر سرعت 190 پارس و 175 ریو از برتری نسبی نماینده ایران خودرو حکایت دارد هرچند بعید به نظر می‌رسد که کسی بدلیل چند دهم ثانیه شتاب ضعیف‌تر از خرید اتومبیل مورد علاقه خود پشیمان شود.

استهلاک

همه‌ی ما جمله‌ی معروف "اتومبیل من خوب یا بد درآمده" را شنیده‌ایم! جمله آشنایی که تنها بیانگر یک نکته است: "کیفیت متغیر، در محصولات تولید/مونتاژ شده در داخل کشور" شخصاً افرادی را می‌شناسم که در مدت چند سال استفاده از پژو پارس زحمتی جز تعویض قطعات مصرفی نداشته‌اند و برخی دیگر از همان سال اول از کیفیت پایین و خرابی‌های پژو پارس خود شکایت می‌کردند! این قضیه در مورد کیا ریو مونتاژ ایران هم تا حدودی وجود دارد اما به نظر می‌رسد برخلاف کیفیت ظاهری پایین ریو که در بخش طراحی داخلی به آن اشاره کردیم در مورد ماندگاری و کم استهلاکی اتومبیل، کیا به لطف استفاده از درصد بیشتری از قطعات وارداتی، با ثبات بیشتر در کیفیت، عملکرد قابل قبول‌تری داشته است. در سوالی که از تعدادی از دارندگان ریو و پارس پرسیده شد هم به نظر می‌آید خودرو ریو کم استهلاک‌تر از پارس بوده و درصد بیشتری از مشتریان خود را از این بابت راضی نگه داشته است. حتی بسیاری معتقدند بهترین برگ برنده کیا ریو مثل هیوندای ورنا در کم استهلاکی و کم آزاری این خودرو است (هرچند لازم است اشاره کنیم که با توجه به کوچک بودن جامعه آماری در نظر گرفته شده نمی‌توان با اطمینان صد در صد در این مورد نظر داد).


مصرف سوخت

در دوران بنزین 100 تومانی، کم مصرف بودن یک خودرو معیار چندان مهمی برای انتخاب به حساب نمی‌آمد ولی در حال حاضر که هر لیتر بنزین معمولی قیمتی برابر 1000 تومان دارد، این مورد (بخصوص برای طبقه متوسط به پایین) به یک فاکتور اساسی در هنگام انتخاب اتومبیل بدل شده. هر چند مشخص است که از این حیث ریو شرایط بهتری خواهد داشت اما اجازه بدهید ببینیم این برتری تا چه اندازه‌ای محسوس است.
در شرایطی که خودرو کیا ریو با موتور کوچک تر و 16 سوپاپ به ازای هر صد کیلومتر پیمایش مسیر در سیکل ترکیبی به حدود 7 لیتر سوخت نیاز دارد، خودروی پارس با مصرفی در حدود 9.1 لیتر در صد کیلومتر (برخی منابع 9.5 لیتر) خودرویی کاملاً پر مصرف به نظر می‌رسد (البته ناگفته نماند که در مدل TU5 و یا موتور XU7/L4 که روی پارس ELX استفاده شده، مصرف پایین‌تر و کمی به ریو نزدیک می‌شود).
با توجه به توضیحات بالا و با یک محاسبه‌ی سرانگشتی برای فردی که ماهانه 2 هزار کیلومتر از خودرو استفاده می‌کند انتخاب ریو نسبت به پارس XU7 صرفه جویی سالانه حدود 500 هزار تومان در پی خواهد داشت که مبلغ قابل توجهی است!

امکانات رفاهی

هر دو اتومبیل با داشتن امکانات ابتدایی مثل فرمان هیدرولیک، تهویه مطبوع دستی، شیشه بالابرهای برقی برای همه‌ی درب‌ها، قفل مرکزی و مواردی از این قبیل خودروهای مجهزی به نظر نمی‌رسند اما پژو پارس با داشتن چند آپشن اضافه مثل مه‌شکن جلو، دماسنج، آیینه‌های جانبی برقی، زیرآرنجی عقب و ... کمی خود را بالاتر از ریو قرار داده است.
(البته ریو در مدل‌هایی مجهز به گیرباکس اتوماتیک، ایربگ راننده و یا ترمز ضد قفل (ABS) هم در بازار یافت می‌شود و همچنین پارس نیز در انواع مدل‌های تکامل یافته‌تر با امکانات بهتر مثل ایربگ و ABS و گیرباکس اتومات و ... در بازار موجود است که با قیمت کمی بیشتر می‌توانند انتخاب‌های کامل‌تری، نسبت به مهمانان امروز ما باشند)

تجربه رانندگی

با وجود اینکه معمولاً خودروسازان کره‌ای به نداشتن حس لذت رانندگی پشت فرمان متهم می‌شوند کیا ریو نسبت به کلاس و رده‌ی قیمتی‌اش شما را ناامید نخواهد کرد. فرمان نرم و خوش دست در کنار موتوری سر حال و واکنش پدال گاز مناسب شرایط را برای یک رانندگی لذت بخش فراهم نموده. در شروع حرکت دنده‌های یک و دو گیرباکس به سرعت پر شده و از شما دنده‌ی سبک‌تری طلب می‌کنند. شتابگیری در سرعت‌های بالای 100 هم نسبت به موتور 1.5 لیتری و توقعی که از این انجین کوچک و کم مصرف میرود قابل قبول است. صندلی‌های کیا کمی سفت هستند اما با این حال سرنشینان جلویی حس نسبتاً راحتی خواهند داشت. بدنه‌ی جمع و جور ریو باعث می‌شود در خیابان‌های شلوغ تسلط کافی بر ابعاد خودرو داشته باشید و عبور از میان ماشین‌ها (که البته خودروبانک این کار را توصیه نمیکند!) و یا جا کردن ماشین در فضاهای کوچک پارک با این کره‌ای کم ادعا آسان به نظر می‌رسد.
البته در کنار این نکات مثبت مشکلاتی هم هست! مثلاً صدای موتور با افزایش دور به شدت به داخل کابین نفوذ می‌کند، فضای سرنشینان عقب چندان تعریفی ندارد و سیستم تعلیق نیز هرچند در دست اندازهای کوچک عملکرد قابل قبولی دارند اما در مواجهه با سرعت گیرهای بزرگ یا چاله‌های کمی عمیق‌تر ضربات را به سرنشینان منتقل می‌کنند. باتوجه به وزن بیش از یک تن و ارتفاع کم ریو توقع داریم در سرعت‌های بالا حس آرامش در پشت فرمان حفظ شود اما حس سبکی این خودرو در سرعت‌های زیاد کمی بیش از انتظار ما بود. ضمناً عملکرد ترمزها هم حداقل در نمونه‌ی مورد تست که فاقد سیستم ABS است کاملاً متوسط ارزیابی شد. شاید یکی از نکات منفی ریو مونتاژ شده در کشور استفاده از رینگ‌های 13 اینچی است که برای این خودرو کمی کوچک به نظر می‌رسد و می‌توان با هزینه‌ی نه چندان زیاد و تعویض با سایز 14 (که استاندارد این خودرو هم همین سایز است) به بهبود سواری و کاهش برخی مشکلات اشاره شده، کمک کرد.

اما پژو پارس سواری متفاوتی با ریو دارد. البته برای فردی که قبلاً با پژو 405 رانندگی کرده و اکنون برای اولین بار پشت فرمان محصول گران‌قیمت‌تر ایران خودرو می‌نشیند تجربه‌ی چندان جدیدی در کیفیت سواری اتفاق نخواهد افتاد! اما در مقایسه با ریو فضای کابین در پارس کمی راحت‌تر است، سرنشینان عقب فضای پای بیشتری در اختیار دارند و علیرغم توانایی‌های حرکتی تقریباً مشابه بدلیل نفوذ کمتر صدای موتور (که البته خیلی هم رضایت بخش نیست اما نسبت به ریو شرایط کمی بهتری دارد) آرامش بیشتری در داخل پژو پارس برقراراست. فرمان اتومبیل کمی سفت‌تر از ریو است اما حس امنیت و پایداری بیشتری در سرعت‌های بالا در این اتومبیل احساس می‌شود و عملکرد سیستم تعلیق و ترمزها نسبتاً مناسب است هرچند که باز هم با حالت ایده‌آل فاصله دارد. ظرفیت باک پارس 70 لیتر می‌باشد که 25 لیتر از ریو بالاتر است اما بیشتر این برتری حجمی صرف اشتهای زیاد موتور قدیمی پژو خواهد شد هرچند با این وجود همچنان مسافت بیشتری را با یک بار سوختگیری (بخصوص در سفرها) خواهد پیمود.
در مورد ابعاد همانطورکه با یک نگاه هم می‌توان تشخیص داد پژو کمی بزرگتر است و اگر بخواهیم دقیق‌تر بیان کنیم طول، عرض و ارتفاع پارس به ترتیب 4498، 1704، 1410 میلیمتر و برای کیا ریو 4240، 1680، 1420 میلیمتر می‌باشد.

نتیجه گیری

حتی با بررسی کلیه جوانب هم نمی‌توان یکی از این دو خوردو را برنده‌ی قطعی این مقایسه دانست. چراکه سلایق متفاوت و ضریب اهمیت هر قسمت از اتومبیل برای افراد مختلف متفاوت است. مثلاً ممکن است ضریب اهمیت کم مصرف بودن برای فردی بسیار مهم‌تر از جاداری اتاق باشد و یا برعکس.
اما در شرایط مساوی و در نظر گرفتن سلیقه‌ی عمومی باید بگوییم پژو پارس با اختلاف کمی برنده‌ی این رقابت شد. در حقیقت خودرو کیا ریو دنده‌ای در زمان تولید رقیب قیمتی پژو 405 بود که هر دو قیمتی پایین‌تر از پارس داشتند و ریو هم می‌توانست از نظر طراحی و امکانات حرف‌های بیشتری در مقابل این رقیب داشته باشد، اما بعد از خروج ریو از خط تولید و کمیاب شدن نمونه‌های مدل بالا، محصول محبوب سایپا با افزایش قیمت در نمونه‌های دست دوم مواجه شده و گریزی به رده‌ی قیمتی پژو پارس زده است. درنتیجه علیرغم تمام نکات مثبت و قابل احترام ریو، در برخی موارد مثل آپشن و زیبایی در رقابت با پارس کمی جا می‌ماند؛ هرچند که به هیچ عنوان نمی‌توان آن را رقیبی از پیش بازنده دانست.
اگر از یک زاویه دیگر به مقایسه بنگریم می‌توان گفت ریو با موتور کم مصرف و ماندگاری بالای قطعات در کنار ابعاد کوچک‌تر و درنتیجه قدرت مانور بالا در شهرهای شلوغ، برای خانواده‌های کم جمعیت که بیشتر استفاده‌ی درون شهری دارند خودروی مناسب‌تری است اما برای خانواده‌های پر جمعیت‌تر و افرادی که بیشتر اهل مسافرت با خودروی شخصی هستند و یا خریدارانی که به چند آپشن و یا زیبایی اهمیت بیشتری می‌دهند، پارس می‌تواند انتخاب بهتری باشد.
در پایان جا دارد از خانم فضیلت‌نژاد که گروه خودروبانک را در تهیه این مقاله یاری دادند تشکر و قدردانی نماییم.
عکس ها
نظرات
 
 
 

علی

1396/3/28
ریو عالی هستش

سیمرغ

1396/4/17
والله ریو ماشین عالی .در مقابل این ماشین های اشغال پارس و 405/ سواری ارام و نرم/ استهلاک پایین- کم مصرف بودن و...

رادمهر

1396/5/16
دوستان میشه کمکم کنید؟؟؟ موندم بین آلفا رومئو و BMW و ریو کدومشو بخرم.
  • محمد

    1396/6/22
    آلفا رومئو که اصلا ضاهر خوبی نداره
    Bmw هم که هیچی
    بنظرم فقط یه خودرو خوبه
    ساینا : مطمئن ''' ویژ
    8+

behnam

1396/8/12
ریو بهترین ماشینیه که داشتیم ما 5سال سوار شدیم آخ نگفت. فقط ریو سوار میفهمه. زنده باد ریو

behnam

1396/8/12
ریو عالی هستش تو خریدش شک نکن
  • آرام

    1396/9/15
    ما شنیدیم ریو های مدل پایین واقعا کره ای هست ومدلهای بالا یعنی دهه۹۰ قطعاتش ایرانیه به همین دلیل کیفیت سابق رو نداره.ایا این درسته؟؟ خیلی جوابش برام مهمه.ممنونم.
    4+

ho3ein

1396/9/10
سلام دوستان منم یه ریو دارم تا الان 400000000000تا کار کرده فقط صافی بنزینش هفته پیش عوض کردم اونم تازه تقصیر بنزینای بد اینجاس. لنتاش هنوز فابریکه!!! جمع کنید بابا توروخدا. پارس،مال 90سال پیشم باشه هنوز رخش ریو و تیبا که شبیه ایشی زاکیه قیافشون رو میخره و آزاد میکنه. والا ما 405 داریم نزدیک 100هزار کیلومترش نه واشری زده نه روغنی کم میکنه.
  • محمد

    1396/10/25
    کارکرد ماشین رو به کیلومتر گفتی دیگه؟!

    در ضمن با اون کارکرد شما، لنت هاش هنوز فابریکه؟!
    بسم الله، دیگه دروغی شاخدار تر از این ندیده بودم!
    9+

صادق

1396/9/13
اخه این پژو پارس چی هست که بخواد جلوی ریو قد علم کنه باز ۲۰۶ وی ۸ بود یه چیزی.
بعدشم اسب بخار جفتشون یکیه ولی ریو لوله میکنه
به امید روزی که پارس از رده خارج شه
  • حبیب

    1397/1/12
    اسب بخار یا خر بی بخار؟؟؟؟؟
    زنده باد ریو
    4+

اف

1396/9/17
سلام دوستان
درحین خوندن این مقاله یکم به متخصص بودن گروه خودروبانک عزیز شک کردم.
2سال پارس داشتیم-6ماه 405-10ماه سمند-3ماه هم206 تیپ 2
همه ی این ماشین ها تو مدل خودشون واقعا تمیز و درجه 1 بودند بدون هیچ عیبی.
الان 1ساله که ریو دارم و تازه طعم ماشین سوار شدن رو چشیدم واقعا قبلیا در حد گاری بودند.
ریو تو کفی ,سربالایی, جاده و... هیچ وقت پشتتتون رو خالی نمی کنه.
تنها ماشینی که تو این رنج باهاش رقابت می کنه 206 v8
بدونه تعصب چون هم تخصصش رو دارم و هم به صورت عملی با ماشین سروکار دارم.
سپاسگزارم

مسعود

1396/9/27
من تقریبا تمام ماشین های ایرانی رو پشت فرمونش نشستم
خودرویی به چابکی و نرمی ریو در داخل شهر ندیدم
استهلاک قطعات خیلی کمه کمتر کسی میتونه ریو رو جلو مکانیک ببینه در مقابل 80 درصد پرشیا ها سرسیلندر عوض کردن
در جاده های پر پیچ وخم سرعت های تا 130 هیچ خودروی هم رده ای به گردش نمیرسه
در جاده های کف و مسطح و آزاد راها و سرعت بالای 130 راحتی و حس سرعت سمند و پرشیا رو نداره
البته تعادل خوبی داره
مصرف بنزینش هم که خیلی کم و به صرفه است
چون با موتور 16 سوپاپ راحت میتونی با دور موتور 3000 رانندگی لذت بخشی داشته باشی مصرف در این دور موتور از 6 لیتر هم کمتر میشه

صادق

1396/11/1
اونیکه پارس داره فک میکنه سوار گرونترین باکلاس ترین شیک ترین ماشین دنیا شده ماشینی که از رده خارجه
ریو رو با تیپ ۵ مقایسه کنید نه با یه لش از رده خارج

مسعود شكريان

1397/1/7
درود بر گراميان
پيش از اعلام نظر، از تهيه و ارائه ي مقاله ي مفيد، ارزشمند، رهگشا، و نيز شيوا در بيانتان، سپاسگزاري و تشكر مينمايم،
مقاله اي خوب و قابل بود كه به لحاظ فنّي و ادبي نيز با تعريف مقاله، و در فرهنگ لغت معين و همچنين دهخدا، مطابقت نسبي قابل پذيرشي داشت. و به لحاظ رعايت ساختار صحيح و چارچوب درست،در فنّ مقاله نويسي نيز مقاله اي موفق بود.

شايد بتوان تنها مورد عدم مطابقت با روش صحيح مقاله نويسي در اين مقاله را، فقط در مؤلفه ي "مانعيت" پيدا كرد.
وگرنه در رعايت اصول پايه در مقاله نويسي (١-پاورقي شماره ي يك، اصول پايه در فنّ مقاله نويسي را مشروح و مبسوط ارائه ميدهد) و نيز در ارائه ي ديگر مؤلفه هاي لازم در يك مقاله، كاملاً صحيح عمل شده.

و حتي در مؤلفه ي "جامعيت" نيز، جامع بودن مقاله را عالي ديدم.
و بسط مبحث بطور كامل و جامع انجام شده بود.

هرچند كه عده اي بر اين باورند: همانگونه كه نميتوان يك يادداشت مدعي مقاله را ، كه داراي نقصان بسياري ست ، مانع دانست،

و نميتوان مدعي شد كه اين يادداشت يا مقاله ، عليرغم دارايي نقصان فراوان ،

اما دست كم در مانع بودن عاليست، و نميشود گفت يك يادداشت كه در آن چهار خط توضيح پيرامون مبحثي داده شده، با آنكه بسيار كم دارد و درصد كمي از آنچه كه انتظار ميرود را بيان نموده، اما در عرض شرط مؤلفه ي مانعيت را داراست،

همانطور هم نميتوان گفت مقاله اي كه مولفه ي مانعيت را متضمن نيست، (و واضحاً يعني توضيحات بيش از حد نياز در آن وجود داود، و تكرار مفاهيم و يا بيانات، و بيان مترادفات موازي، در آن مشهود است)
در عوض جامعيت را عالي متضمن است.

خير! مقاله اي كه مانع نباشد، جامع هم نيست.

اين سخن در ابتدا به گونه اي شگفتي و تعجب مخاطب را برميانگيزد

كه كافيست مخاطب كمي تسلط بر منطق و يا رياضيات جديد داشته باشد،

تا با ديدن اين جمله زمينه ي لذت بردن و هوس راني ذهن پوياي بازيگوش با هوش او فراهم شود.

و شروع به بازي با اين جمله ي جالب كند.
اذهان افراد رياضي دان، و مسلط بر منطق، يا حتي افرادي كه رياضي دان نيستند، اما قدرت فهمشان در مباحث رياضي و فيزيك بالاست،

با پرداختن به اين جمله و بسط آن ،و سپس با استنتاج منطقي از اين جمله، و بيان مفهوم آن ، و نيز مسائل مشابه اين، لذتي ميبرند كه شخصاً گمان ميكنم چنانچه بطور تخصصي ميزان دوپامين آزاد شده در انسانهاي مذكور ، به جهت لذتي كه از پرداختن به اينگونه مباحث ميبرند، محاسبه شود، مقدار آن از دوپامين آزاد شونده در س__ك__س،

حتي در لحظه ي ارضاي جنسي، بيشتر است.
اينگونه افراد، زمانيكه در حال محاسبات و تحقيق پيرامون فرضاً قضيه اي هندسي، كه تاكنون در جهان مطرح نشده هستند، بطور دائم در حال بردن لذتي شديدتر و بيشتر از لذت موجود در سكس هستند.
و زمانيكه به پاسخ نهايي ميرسند، (كه در اينجا و پيرامون فرضي كه كرديم لحظه ي رسيدن به پاسخ نهايي ، در واقع لحظه ي تكميل پروسه ي اثبات قضيه شان، و تكميل قطعات پازل اثبات قضيه ي مورد ادعايشان است)
و زمانيكه به پاسخ نهايي ميرسند، افكار و روان برخواسته از

مغزشان ، كه متشكل از شخصيت فردي شان نيز ميباشد، و خلاصه درونشان، وآنچه كه خردگرايان به آن "خود" آن فرد ميگويند، و باورمندان مذهب آن را ذات او مينامند،

به يكباره به گونه اي ارضا خواهد شد، كه لذت آن را نميتوان

با لذائذ ديگري چون سكس، ميل كردن غذايي خوشمزه،
تماشاي طنز و كاميك، قرار گرفتن در موقعيت كاميك و شادي فراوان، و....
مقايسه نمود و مثلاً بيان كرد كه آن لذت a برابر لذتيست كه شما از پرواز يا هرچيز ديگري ميبريد،

بنده هميشه در اين باب ميگويم:

چرا ميشود گفت لذتش a برابر لذتِ لذيذترين مسأله در جامعه بشري ست.
كه فرضاً مقدار آن را s در نظر ميگيريم.

آري، ميتوان گفت لذت رياضيات و فيزيك، (كه مقدارش را x مفروض ميداريم، برابر با a برابر لذت لذيذترين مسأله ي لذتبخش براي انسان است.

پس حقيقتاً X=a.s

اما به قسمي كه a=1/0 باشد
(چون نشانه ي بي نهايت را در گوشيم ندارم، كه بنويسم
بينهليت~a يعني aميل كند بسمت بي نهليت

بجاي آن نوشتم a مساويست با 1 تقسيم بر 0.
كه پاسخ بي نهايت است.
البته هر عددي تقسيم بر صفر ، حاصل بي نهايت ميدهد.
ولي خواستم از بكارگيري پارامتر ديگري خودداري كنم.

و اين يعني، لذت رياضيات بي نهايت برابر لذت هاي

ديگر است.
(البته نزد اهل رياضيات)



بپردازيم به ادامه ي بحث!
پس عده اي مقاله اي را كه متضمن مانعيت نيست،
متضمن جامعيت نيز نميدانند.
منظور از مانع نبودن مقاله اينست كه:

از تكرار مكرراتِ بي مورد، و از بيان زياديِ مفاهيم و نتايج تجربي آزمايشات [توضيح: ارائه ي نتايج تجربي آزمايشات، مختصّ مقالات علمي ست] در آن پرهيز نشده،

و از بيان توضيحات اضافيِ بي فايده ممانعت بعمل نيامده.

مقاله ي بلامانع نميتواند متضمن تحقق شرط و مؤلفه ي جامعيت نيز باشد.

چرا كه جامعيت به معناي بيان تمامي ملزومات و ملازمات يك موضوع است. نه چيزي فراتر از ملزومات و ملازمات)
اين دسته ميگويند جامعيت تنها به معناي دارا بودن

تمامي ملزومات نيست.

بلكه به معناي عدم دارا بودن چيزي بيشتر از ملزومات نيز هست.
ميتوان گفت جامعيت كامل را ، منطبق بر مانعيت ميدانند.

و گويي مانعيت را جزئي از اجزء جامعيت ميدانند.

اما گروه ديگر، كه بنده هم از همان دسته هستم،

ميگويند فرق هست بين جامعيت و مانعيت

و جامعيت را صرفاً دارا بودن تمامي ملزومات لازم ميدانند.

و ديگر اينكه مقاله داراي توضيحات بيش از حد لازم ميباشد

را مربوط به مولفه ي مانعيت، و واضحاً آنرا ناقض وجود مانعيت در مقاله ميدانند.

و عدم مانعيت را متضمن نقض ضمانت موجود مبني بر جامعيت نميدانند،

بنابراين! بنده مقاله ي ارائه شده را در تمامي زمينه ها و اصول پايه ي مقاله نويسي، و مولفه هاي مختلف لازم در يك مقاله،
موفق و مقبول ديدم. به جز مولفه ي مانعيت.

مقاله ي شما بزرگوار جامع بود
اما مانع نيست.
و توضيحات زياديِ آن كه كم هم نيستند،

بدجوري توي ذوق ميزنه.
و يكي از مولفه هاي بسيار مهم لازم در يك يادداشت،
براي تبديلش به مقاله، داراي نيست،
(مانع نبودن مقاله، باعث خروج آن از ليست مقالات ميگردد، و صرفاً به عنوان يك يادداشت در سايت دانشگاه ها قرار ميگيرد)
و در ليست جهاني مقالات پيرامون موضوع مورد بحث، قرار نميگيرد، و بنابراين جاي مقاله اي پيرامون موضوع مبحث، در ليست جهاني خالي باقي مي ماند.
و فردي ديگر اگر يادداشت شما را بازنويسي و اصلاح كند

و آنرا مانع گرداند، و در مثلا فلان دانشگاه در فلان شهر دور افتاده يدغنا، يا كامرون، يا هر كشور آفريقايي ديگر حتي،

ارائه كند، فارغ از اينكه از جانب دانشمنداني در كل جهان مورد پرسش و گاه حتي نقد قرار ميگيرد، و ميبايست پاسخگو باشد،

و جداي آنكه آيا ميتواند يا خير، به هر روي مقاله به نام
او ثبت جهاني ميگردد
و در سايت تمامي دانشگاه هاي جهان قرار خواهد گرفت
و فايل آن موضوع ،و آن مبحث، بسته خواهد شد،

و از ميان تمامي انسان هاي ديگر، هر كس كه بخواهد در آن حورزه و در آن علم، (مثلا در حوزه ي خودرو، و طراحي بدنه هاي جديدي مبتني بر نگرش مهندسي جديد كه به فلان گونه باشد، مقاله اي ارائه دها،

الزاماً ميبايست به مبحثي ديگر، جداي مبحث مقاله ي شما كه تويط آنزفرد آفريقايي ثبت شد بپردازد.
ارائه ي مقاله پيرامون مبحثي تكراري،

باز از علل خروج مقاله از ليست مقالات و يادداشت ناميدن آن ميباشد.
مگر آنكه، مقاله نويس بتواند در خلال مقاله ي خود اثبات كند كه نظريه ي مقاله نويس قبلي نادرست بوده
و نظريه ي جديد او پيرامون آن مبحث درست ميباشد

و يا اكمل ميباشد

در اينصورت مقاله ي ايشان ثبت،
و مقاله ي قبلي expired ميگردد. و فاقد اعتبار.

اين اتفاق در جهان علم، به كررات رخ ميدهد.

و علت آن واضح است

(رشد شتابان و روز افزورن علم نزد جامعه ي بشري)

پس با اين اوصاف در مجموع مقاله ي شما رو دوست داشتم
از تظر دانشگاهيان، اين يك يادداشت است.
اما اينجا دانشگاه نيست.
از زحمات فراوان شما بزرگوار و آن بانوي گرانقدر كه در تهيه و گردآوري آن نقش داشته اند كمال تشكر را دارم.

نظر شخصي من هم مطابق با رأي نهايي و نظر غالب، (مطرح شده در مقاله تان) ميباشد

و در مجموع پارس (پرشيا) را داراي محاسني ميابم كه

درجه ي اهميت و يا ميزان جذابيتشان به قدري ست

كه از پارامترهايي همچون ميزان استهلاك،
مصرف سوخت، و...

بدون نياز به درنگ و تأمل، بلكه فوراً چشمپوشي ميكنم

و پرشياي زيبا را انتخاب ميكنم.

كاري كه دقيقاً انجام داده ام
و يه پارس مدل ٨٧ تميز بدون رنگ شدگي و ١٠٠٠٠٠ كيلومتر كاركرد خريدم.
و بيش از همه از شتاب فراوانش لذت ميبرم

از پژو هايي كه قبلا داشتم (در سال ٨٧ يك ٤٠٥ مدل ٨٦ با ٢٠٠٠٠ كيلومتر كارمرد خريدم، و قبل از اون ، در سال ٨٦ يه ٤٠٥ مدل ٨٢، خريدم كه اونهم ١٠٠٠٠٠ كاركرد داشت و بي رنگ و به تميزي پارس الانم بود.
اون ٢ تا ٤٠٥ استثنايي من، شتاب اين پارس را نداشتند.
عجيبه برام .
با اينكه وزن پارس بيشتره.

آيروديناميك بودن بيشتر پارس هم در شتاب صفر تا صد تأثيري نداره قطعاً (شايد در بالاي سرعت ٤٠ در حد بسيار اندك موثر بشه)

سپاس از مطلب خوبتون
و بدرود


  • Masoud

    1397/1/24
    داداش راستشو بگو چي زدي؟🤔🤔
    24+
  • صادق

    1397/4/13
    برادر شما غلط املایی نداشته باش متن پر طمطراق شما پیشکش
    1+

جواد T

1397/2/11
اگه بخوام تجربه شخصی خودمو در مورد این دو خودرو بدم
من پارس ایکس یو سون نداشتم ولی 405 داشتم ک هیچ فرقی ندارن بجز ظاهر
یک سال 405 صفر داشتم سال 87 و سال 88 یک سال کارکرده بود فروختمش و چون نو بود و هنوز کیفیت داشت خراب نشد تو این یکساله
همیشه میگفتم ریو چیه و فلانو بمان کی ریو میخره و...
خودم سال 95 ریو 85 خریدم با کارکرد 168 هزار تا و الان در سال 97 کترکردش شده 202 هزار تا
واقعا از همه لحاظ این دو تا ماشین قابل مقایسه نیستن
رو کاغذ رو ک نگاه کنین قدرت ایکس یو سون بیشتره ولی در عمل و روی آسفالت نتیجه فرق میکنه
ریو واقعا با این قدرتش رو دست نداره
هیچ تعصبی ندارم چون کارخونه کیا برای پدر من نیست ریو هم یه ماشینی هست ک توقف تولید شده پس حرفایی ک میزنم هیچ سودی برام نداره فقط تجربه خودمه
از نظر شتاب/ تاپ اسپید /کشش دنده / زور ماشین ریو با اینکه رو کاغذ ضعیف تره ولی خیلی خیلی بهتر عمل میکنه
اون پژویی ک من داشتم صفر بود و ب بهترین روش اب بندی شده بود و خیلی سالم و سرحال بود و ماشین چیده ای بود
روی کاغذ سرعت ریو 175 اعلام شده ولی در عمل با ریو فابریک خودم
در ارتفاع 1600 متری جاده کفی با جی پی اس سرعت 196 واقعی رو تجربه کردم
البته عقربه 200 رو کمی رد کرده بود ولی در سرعت کمتر از 170 خطای کیلومترش 4 تا بود
دنده 5 تو سینه کشی با چند سرنشین بالغ گاز میدم ماشین بسیار عالی پر میکنه انگار ن انگار 1500 هست
در کل میخوام بگم از نظر شتاب سرعتی اصلا قابل مقایسه نیستن و ریو سرتره
من ایکس یو سون داشتم نسبت ب ریو جون میکند راه میرفت
(در پرانتز دوستانی ک میخوان بگن ما با پژو 240 230 تا رفتیم اول ماشینا بندازن تو کفی دوم هم جی پی اس رو روشن کنن )
ایکس یو سون فابریک در بهترین حالت جاده کفی 190 ولی خیلی طول میکشه برسه ب 190 و از 180 تا 190 ک جون میکنه راه بره
این تا اینجا در مورد شتاب سرعت توضیح دادم
از نظر استهلاک و مصرف سوخت ریوی سالم ، ریو قابل مقایسه با هیج پژویی نیست فقط بحث ایکس یو سون نیست
ریو ماشینی هست ک با تعمیرکار ها قهره
بنده تو این 30 40 هزار کیلومتر ک تجربه رانندگی با ریو دارم یکبار ماشین خراب شد بقیش مصرفی بوده
خیلیا میگن ریو صدا موتور داره!!! اول با صدا موتور تراکتوری ایکس یو سون مقایسه بکنین بعد بگین ریو صدا داره!!!
از نظر لذت رانندگی و راحتی صندلی ها برتری با ریو هست
ولی یه مورد باید بگم کیفیت متریال داخلی پژو های زیر 91 بهتر از ریو هست و خش نمیفته
وزن ریو هم بعضی سایتا زدن 1040 و بعضیها زدن 1100 ولی من بردمش رو باسکول وزنش 1100 فیکس بود بدون سرنشین و بار و باک نصفه ولی پارس اونم با موتور xu7 l4 یعنی همون موتور زانتیا 1070 کیلو بود ولی xu7 کمی سبک تر هست
در کل پارس ساده یه 50 کیلو سنگین تر از ریوعه
از نظر تعادل هم ریو تعادش واقعا حرف نداره مخصوصا با لاستیک 195 یا 205 (سایز 13 195 نداریم)
میایم سر موتور!!!
موتور A5D ریو طراحی جنرال موتور امریکا هست ک بسیار جون سخت و کاری هست
قابل مقایسه با موتور XU7 پر استهلاک و پر مصرف نیست اصلا
از نظر ایرودینامیک ضریب ریو 31 صدم هست و پارس 34 صدم ک برتری با ریو هست ( ضریب زانتیا 30 صدم هست)
موتور ریو هم ک 16 سوپاپ و ایکس یو سون 8 سوپاپ
از نظر کیفیت و وجود قطعات تو بازار=
کیفیت قطعات ریو خیلی بیشتر هست
در بازار هم قطعات کیایی (اصل کره) هم قطعات تایوانی و هم قطعات چینیش هست حتی کره ای مارک متفرقه هم داریم ک از همه لحاظ کیفیتش سرتر از ایکس یو سون هست
از نظر وجود قطعات خب مسلما ایکس یو سون قطعاتش در دسترس تر هست
قیمت قطعات بدنه ی ریو (اصل کیایی) بسیار گران میباشد ولی کسانی ک با ریو تصادف میکنن میتونن از قطعات تایوانی استفاده کنن ک ارزون تر در میاد
میایم سر ایمنی
هیج چیزی تو ماشین مهمتر از ایمنی نیست
درسته ریو دنده ای ها ایربگ ندارن (مدلای 88 ب بالا ABS دارن)
ولی ورق بدنه ی ریو خیلی خیلی محکم تر از پارس و 405 و... هست
تو تصادفاتی ک ریو داده میشه اینو فهمید
از نظر اپشن و امکانات هم ریو اپشن داشته ولی سایپا حذف کرده
مثلا ریو چراغ سقفی جلو و چراغ نقشه خوان داشته
جا دستی صندلی راننده
کروز کنترل
ای بی اس
Ebd
4 چرخ دیسکی
صندلی های عقب طبی
اینه برقی گرمکن دار
پروژکتور جلو
رینگ آلومینیومی
چراغ جلو موتور دار
دو ایربگ
و...
ولی سایپا خیلیاشو نذاشت روی ریو
ولی 405 یا پارس های اتاق قدیم بجز اینه برقی (بجز 405) هیچ کدوم رو نداشتن
حتی شیشه عقب 405 دستیه
اتاق پژو بزرگ تره ک مزیت حساب میشه
صندوق ریو هم بزرگه ولی 20 لیتر کوچیک تره
450 لیتر در مقابل 470 لیتر
ریو فیلر اتومات هست یه نکته
لوازم ریو هم در شهر های بزرگ راحت گیر میاد ولی در شهرهای کوچیک سخته ولی من خودم اصفهان هستم از تهران سفارش میدم یکروزه میرسه دستم جنس اصلی
حرف بسیار هست ولی کسی ک ریو داشته باشه هیج وقت سراغ پژو دیگه نمیره
در مورد شتاب سرعت یه نکته هست بگم
شتاب 0 تا 120 ریو فابریک و زانتیا و سورن توربو برابر هست بعدش زانت و سورن جلو میفتن

عماد

1397/4/11
سلام
ما ۷ سال هست که ریو داریم (ریو مدل ۹۰)، جزو آخرین سری های ریو ای بود که روش abs نصب کردند که ای کاش اینکارو نمی کردند!!!
۱ : از همون اول ترمزایه ماشین وقتی خیلی سریع ترمز میگرفتی با مشکل مواجه می شد و صدای خرخر میداد انگار که داره دیسک رو رد می کنه این مشکل در زمستان که هوا سرده و روی برف میخای ترمز کنی واقعا خطرناکه و باعث تصادف میشه
همون اولم بردیم نمایندگی، نمایندگی میگه باید آروم ترمز بگیری تا دیسک رو رد نکنه!!!
چند وقت پیش هم به خاطر چراغ ترمز abs رفتم دیاگ ترمز زدم که تعمیرگاه گفت ترمز abs ریو با ترمز abs تیبا یکیه(با خودم گفتم پس کاره ایرانیاس که ترمزاش اینجوریه... وگرنه از کره ای ها بعید بود)
۲: صدای موتور واقعا خیلی تو کابین میاد و به خاطر این که موتور کم حجمه خیلی جا ها باید دور موتور رو روی ۳۰۰۰ ببری تا گشتاور لازم رو تولید کنه و صداش بیش از پیش تو کابین میاد، شاید با نمد کاپوت بهتر شه (خودم امتحانش نکردم)
۳: سرنشین عقب هم جاپاش کمه و هم تعلیقایه عقب واقعا می کوبن ، کلا سرنشین عقب یکم تو مسافرت به فنا میره!!!
مشکل ۴: ریو یه ماشین خاصه و تو بازار زیاد نیس واسه همینم اکثر تعمیر کارا بلد نیستن درستش کنن میگن بلدیم ولی گندش بعدا درمیاد. من خودم میترسم دیگه ببرم تعمیرگاه. ابرو میخاد درس کنه میزنه چشمشم کور می کنه!! (نمایندگی هم بردم برای تعمیر اونکه افتضاح تره....)
تو اینترنت می گردم خودم راه حله مشکلو پیدا می کنم...
۵ : لوازم ریو و کلا خودروی ریو بسیار با کیفیت و خیلی دیر خراب میشن ، رو اکثر قطعات زده ساخت کره. اما لوازم یدکی داخل بازار واقعا بی کیفیت و اکثرا چینی هستند . من خودم همیشه سعی می کنم قطعاتو تعمیر کنم تا اینکه تعویض. همچنین چیزی به نام آپشن برا این ماشین نایاب هست و یه چیز ساده مثه روکش صندلی که میخای براش بگیری اکثر جاها ندارن و میگن صندلیاش با ۱۳۲ یکیه (روکش ۱۳۲ هم یه مقدار چروک وای میسته رو صندلی...)
من هرچیشو که رفتم عوض کردم تو شرش موندم ، چراغ جلوش شکست رفتم عوض کردم بعد چند ماه زرد شد، در صورتی که چراغ اونوریش بعد ۷ سال هنوز مثه روز اول کار می کنه و زرد نشده…
۶ : جنس بدنه ی ریو واقعا بده، یعنی به جایی بخوره عمرا صاف شه مخصوصا قسمت دره ریو، اگه تو خیابون دقت کنید اکثر ریو ها کناره درشون قرو دبس … (از جمله ماله ما😉)
۷: واقعا تو این ۷ سال چیزایی که خرج کردیم : هزینه روغن و بنزین بوده ، یه بار صفحه کلاچشو عوض کردیم، یه بار دسته راهنماشو تعمیر کردیم، یه بارم کد ایموبلایزر سوئیچش پرید که دوباره تعریفش کردیم.》》 البته ماشین ما کارکردش فقط ۶۰۰۰۰ است.
امیدوارم توضیحاتی که دادم به دردتون خورده باشه.

حامد

1397/5/15
بنده جفتشونو داشتم،ولی از ریو راضی ترم،با پارس مسابقه دادم با یه کیلومتر فاصله بردمش،به نظرم پارس موتور زانتیا رو با ریو مقایسه میکردین بهتر بود

میر مجید

1397/5/19
با عرض سلام و روز بخیر خدمت عزیزان. همش چرتو پرته به مولا. عموی من با ریو مدل ٩٠ ، ١٩۶ تارو پر کرده. همه قطعات هم فابریک بودن. همچنین این پژو پارس با این مشخصات فنی elx که هیچ، خود زانتیا رو هم اره میکنه.
Top