فلفل تند باواریایی، تست و بررسی بی ام و 125i در تهران، گران قیمت ترین هاچ بک بازار + فیلم شتاب
این صفحه 12,945 بار مشاهده شده است - آپلود شده در 1396/11/2

فلفل تند باواریایی، تست و بررسی بی ام و 125i در تهران، گران قیمت ترین هاچ بک بازار + فیلم شتاب

بامداد صفائیان
عکاس
امین امیری‌فر
نویسنده
مقدمه

بیش از یک دهه از واردات اولین مدل های سری یک به کشورمان میگذرد. خودروهایی ریزنقش و جذاب که انتظار میرفت مثل تمامی باواریایی ها حضور موفقی در کشورمان تجربه کنند اما بنا به دلایلی مثل قیمت گذاری نامناسب و محدودیت در عرضه این گونه نشد و در نهایت فقط تعداد کمی از آنها تابعیت ایرانی دریافت کردند. اما چند وقتی است که پرشیا خودرو تصمیم گرفته یک شانس دیگر به این فرزند کوچک ب ام و بدهد تا بلکه نسل جدیدش سرنوشت متفاوتی را رقم بزند. البته فعلاً تعداد واردات انگشت شمار بوده، اما با توجه به محدودیت های جدیدی که برای واردات اتومبیل های گران قیمت در نظر گرفته شده، این مدل ارزان تر"نسبت به سایر تولیدات ب ام و" میتواند در آینده نقش پر رنگ تری در سبد محصولات وارد کننده وطنی داشته باشد. با این مقدمه امروز به سراغ یکی از معدود سری یک های موجود در کشور آمده ایم تا ببینیم نسل جدید 125i چه ویژگی هایی دارد. لطفاً شما هم با خودروبانک همراه باشید.

طراحی ظاهری


شاید خودروهای آلمانی از نظر ظاهری روح ایتالیائی ها را نداشته باشند، یا به خوبی امریکائی ها عضلاتشان را به رخ بیننده نکشانند، اما بهتر از هر کسی در دنیا قادرند زیبایی را در سادگی تعریف کنند. در واقع از گلف گرفته تا مرسدس کلاس S، اکثر ژرمن ها به این سنت پایبندند و با کمترین زرق و برق ممکن، جذاب ترین و هماهنگ ترین خطوط را خلق مینمایند. مثلاً نگاهی به همین هاچ بک امروزمان بیاندازید. نه گلگیرهایش آنچنان پف کرده و نه چراغهایش تا ستون کشیده شده! هیچ چیز عجیب و غریبی هم ندارد اما باز هم زیباست.
بخصوص که این فیس جدید نسبت به مدل قبلی پیشرفت مناسبی داشته و حالا سری 1 جذاب تر از همیشه پا به میدان گذاشته است. در نمای جلو حالت عصبانی چراغها که با این ابروئی ها خشن تر هم شده در تلفیق با خطوط برجسته روی کاپوت چهره ای تندخو و مغرور را به تصویر کشیده. جلوپنجره معروف ب ام و نیز در کنار ورودی هوای بزرگ و خوش تراش سپر، ذات اسپرت ب ام و را به ما یادآوری میکند. در نمای کناری یک خط شانه مشخص وجود دارد که در بسیاری از خودرو ها مشابهش را دیده ایم؛ اما اگر کمی بیشتر دقت کنید یک منحنی خفیف هم در پایین درب ها شکل گرفته که با فرم سقف حالتی قرینه دارد و در انتها به نرمی در گلگیر عقب محو میگردد. شاید این ظریف کاری ها در نگاه اول چندان به چشم نیایند اما دقت به همین جزئیات است که بدنه یک ماشین را تراشیده و دیگری را ناموزون نشان میدهد. نگاهی هم به پشت سر بیاندازیم. راستش طرحی این قسمت با آنچه در ذهن داشتم اندکی متفاوت بود؛ در واقع با اینکه در این زاویه هم از متد طراحی همیشگی ب ام و تبعیت شده اما فرم ساده صندوق در کنار سایز بزرگ چراغها و دیفیوز سپر، باعث شده اند با چهره ای متفاوت، که البته جسور و زیبا هم هست، مواجه شویم. البته این نکته هم ناگفته نماند که اتومبیل مورد تست به کیت بدنه M مزین شده و این قضیه تاثیر مناسبی در بهبود ظاهرش داشته است.

طراحی داخلی


با ورود به داخل کابین نیز با همان طرحی که انتظارش را داشتیم روبرو شدیم؛ اگر شما هم مثل من به اصالت علاقه مند باشید احتمالاً از این دریچه های ساده و خطوط جذاب و آشنا لذت خواهید برد. طراحی مدرن دسته دنده و فرمان سه شاخه اِم نیز در این ترکیب جذاب خودنمائی میکنند و ال سی دی مرکزی و دکمه های فراوان کنسول، سنت را با مدرنیته آشتی داده اند. البته در مورد طراحی قسمت پشت آمپر، بهتر است ب ام وه بیخیال سنت شود زیرا این عقربه ها، حتی برای نسل های قدیم هم کسالت آور بودند؛ چه برسد به یک خودرو روز، آن هم با چاشنی اسپرت و لوکس! بگذریم؛
جنس متریال استفاده شده هم مناسب است و مونتاژ کم نقص آلمانی حس مطلوبی به سرنشینان منتقل میکند. البته شاید با روئیت برچسب قیمتی بگوئید کیفیت برخی از قسمت ها چندان هم عالی نیست اما در مجموع میتوان از شرایط کلی کابین رضایت داشت؛ صندلی ها نیز با اینکه کمی سفت هستند از ارگونومی و راحتی مناسبی بهره مندند.
راستی تا یادم نرفته در مورد فضای صندوق هم بگویم که ابعادش به نسبت کلاس بدنه کافی است و اگر توقع غیرعادی از یک هاچ بک نداشته باشید کارتان را راه خواهد انداخت.

امکانات رفاهی و ایمنی


خوب از امکانات پیش پا افتاه مثل ترمزهای ABS و شیشه ها و آینه های برقی که بگذریم گزینه های بیشتری هم اینجا یافت میشوند. مثلاً سیستم ورود و استارت بدون کلید، سامانه Start/Stop ، پکیج iDrive ب ام و با موس و نمایشگر، آینه های ضد انعکاس نور، بلوتوث، سیستم بازیابی انرژی حاصل از ترمز، امکان انتخاب حالت های رانندگی مثل اکو و اسپرت، صندلی های برقی جلو بهمراه گرمکن، سنسورهای نور و باران، سیستم کمکی پارک، کروز کنترل، رادارهای جلو و تغییر لاین و عابر، تهویه اتوماتیک با تنظیم دوگانه، پدال های تعویض دنده در پشت فرمان، ایربگ های جلو، جانبی و پرده ای و سیستم های پایداری تکمیلی از قبیل سامانه کنترل کشش و پایداری هوشمند و بسیاری موارد دیگر.
البته چنین امکاناتی برای این رده قیمتی عادی به نظر میرسند اما در مجموع شما را راضی نگاه خواهند داشت. این را هم بگوئیم که به گفته پرشیا خودرو، ممکن است مقداری تفاوت در آپشن خودروهای تحویلی مشاهده شود که میبایست در هنگام خرید، این قضیه را از نماینده پرس و جو کنید.

ضمناً ب ام وه سری 1 آخرین بار در سال 2012 توسط موسسه Euro NCAP مورد آزمایش ایمنی قرار گرفته که حاصل آن دریافت هر 5 ستاره بوده است؛ خوب با توجه به اینکه ژرمن ها معمولاً اهل پسرفت نیستند میشود گفت که این فیس جدید اگر ایمن تر نشده باشد ضعیف تر هم نشده!

پیشرانه و توانایی های حرکتی


شاید برای هاچ بک های معمولی، فاکتورهایی مثل استهلاک و مصرف سوخت در اولویت باشند؛ اما وقتی صحبت از یک هاچ بک جوان پسند و اسپرت به میان آید خود به خود پای موتورهای قدرتمند هم وسط کشیده خواهد شد. البته تنوع پیشرانه های سری 1 نسبتاً زیاد است و از نمونه نسبتاً ضعیفی که روی 116i کار شده تا پیشرانه هیولای M135i و حتی انواع دیزل در فهرست محصولات ب ام و یافت میشوند. اما فعلاً فقط دو نمونه بنزینی 120i و 125i برای واردات به کشور در نظر گرفته شده که خوشبختانه میهمان امروز ما از نوع قویتر "یعنی 125i" است. در زیر کاپوت این ماشین کوچک یک موتور 4 سیلندر توربو شارژر 2 لیتری قرار گرفته که میتواند 218 اسب بخار قدرت را در دور 5000 و 310 نیوتن متر گشتاور را از دور 1350 الی 4800 به مالک خوش شانسش ارزانی دارد. گیربکس هم از نوع 8 سرعته استپ ترونیک است که نیرو را به چرخ های عقب منتقل مینماید تا همه جوره حس داشتن یک خودرو اسپرت را زیر پایتان حس کنید. خوشبختانه ب ام و همیشه در تربیت و استفاده بهینه از اسب های زیر کاپوت استاد بوده و هست و از این رو ماشین قصه ما برای رسیدن به سرعت 100 کیلومتر در ساعت تنها به 6.2 ثانیه زمان نیاز خواهد داشت. حداکثر سرعت هم 243 کیلومتر را نشان میدهد که فکر نمیکنم کسی با این عدد مشکلی داشته باشد. حتی مدل ضعیف تر یعنی 120i نیز با 177 اسب بخار قدرت ، 250 نیوتن متر گشتاور و شتاب 7.2 ثانیه عملکرد مطلوبی از خود نشان میدهد اما به هر حال اگر میخواهید رقیب کمتری در خیابان داشته باشید بهتر است که به سراغ بیمر قویتر بازار بروید.

تجربه رانندگی


خوب برویم و چرخی هم با ماشین بزنیم تا ببینیم پشت این چهره اخمو چه چیزهایی برایمان تدارک دیده شده. دید عالی و ابعاد کوچک سری 1 باعث میشوند که خیلی زود به خودرو عادت کنید و این موارد در کنار ارگونومی کم نقص قطعات، حس تسلط را برایتان به ارمغان خواهد آورد. صندلی ها نیز خیلی خوش ساخت هستند و با در آغوش گرفتن بدن حس اطمینان و آرامش را به انسان منتقل مینمایند. البته جای پای نفرات عقبی به خوبی سدان ها نیست اما بدلیل فاصله محورهای مناسب و ارتفاع کافی سقف، میتوان این خودرو را جزء هاچ بک های جادار به حساب آورد. و اما رانندگی.

فقط چند کیلومتر راندن کافی است که زیر لب مهندسی ب ام و را تحسین کنید و بگوئید سودی که میبرید "که البته از سودی که گمرک ما میبرد خیلی کمتر است!" حلالتان باشد. پشت فرمان همه چیز تحت کنترل است و تمامی قسمت ها وظیفه شان را به درستی انجام میدهند. میزان هوشمندی گیربکس و سرعت تعویض دنده ها نیز عالی است و فرمان خوش دست ب ام وه ضمن واکنش های سریع و دقیق، شما را به خوبی از وضعیت چرخ ها و مسیر آگاه میسازد. وضعیت ترمزها نیز مطابق انتظار خوب است و پس از تست آنها میتوانید با خیال آسوده تری پدال گاز را بفشارید. اما امروز قصد ندارم در مورد قدرت بالا و شتاب عالی این ماشین زیاده گویی کنم زیرا تصور میکنم خودتان با نگاهی به کاتالوگ و دیدن شتاب 6.2 ثانیه، داستان را متوجه شده اید. پس اگر موافق باشید کمی در مورد حس و حال راندن این بچه شیر کوچک با شما صحبت کنم.
حتماً شنیده اید که خیلی چیزها غریزی است و در کدهای ژنتیکی هر جانداری نهادینه شده. مثل غریزه شکار که جدای از بحث قدرت بدنی و سرعت بالا، در ذات شکارچی ها نهفته است. مثلاً با وجود اینکه "گوزن یالدار" جثه تنومندی دارد و از نظر سرعت هم با یک "شیر" برابری میکند، اما همچنان حس درندگی در این گیاهخوار یافت نمیشود. در دنیای خودروها نیز همین طور است. مثلاً "تویوتا آریون" خودروی قدرتمندی است و میتواند حتی بهتر از "ب ام و 523i" شتاب بگیرد؛ اما این قضیه تغییری در طبع آرام تویوتا و خوی وحشی ب ام و به وجود نخواهد آورد.

خوب میهمان امروز ما هم یک باواریائی اصیل است و علیرغم جثه کوچکش، غریزه شکارچی بودن را حفظ کرده؛ در نتیجه پشت فرمان جدای از شتاب عالی، این حس درونی ب ام و است که من را خشنود میکند. البته شاید این احساس از مجموعه ای از عوامل حاصل شده. مثلاً چیدمان و رنگ بندی هیجان انگیز کابین، قدرت موتور، رفلکس های سریع پدال گاز و گیربکس، دقت و تسلط فرمان، ترکیب پایداری مکانیکی (مثل تقسیم وزن مناسب و تعلیق مستقل) با الکترونیکی (از قبیل کنترل هوشمند پایداری) و... که همه در کنار هم این حس برنده بودن را به راننده القاء مینمایند؛ یا شاید هم یک فوت کوزه گری در کار است که من از وجودش بی خبرم. اما هر چه که هست باعث شده رانندگی با این ب ام و کوچک هم مثل سایر برادرانش لذت بخش باشد.


خوب فکر کنم زیادی از ماشین تعریف کردم! بهتر است کمی هم از مشکلاتش بگویم. اول اینکه سیستم تعلیق سری 1 با اینکه مقداری نرم تر از امثال سری 2 است، اما همچنان با حالت ایده آل فاصله دارد. هرچند شاید بگوئید با این هندلینگ عالی، این میزان از خشکی طبیعی است، اما خوب باز هم توقع ما اندکی بیشتر بود. ضمناً به نظر میرسد لاستیک های ران فلت همچنان به تکامل کافی نرسیده اند و از این رو نمیتوانند به خوبی مدل های معمولی ضربات را در خود هضم کنند. "البته این مسئله با هزینه نه چندان زیادی قابل حل است". اما مشکل آخر و اصلی قیمت خودرو است. در هنگام نوشتن این متن، قیمت های سایت پرشیا خودرو بدلیل تغییر تعرفه واردات در حال به روز رسانی بود و هیچ کدام از نمایندگی ها نیز از قیمت آینده سری یک اطلاع نداشتند؛ اما با توجه به قیمت جهانی، تعرفه های جدید و حجم موتور، میتوان حدس زد که این خودرو قیمتی فراتر از 300 میلیون تومان خواهد داشت. خوب با در نظر گرفتن این نکته که سری 1 خودرو چند منظوره ای نیست و بیشتر برای جوانترها کاربردی می باشد مسئله قیمت بالا، میتواند تبدیل به پاشنه آشیل این ماشین شود.

نتیجه گیری

با توجه به اینکه بیشتر مقاله به تعریف و تمجید از خودرو گذشت، احتمالاً حدس میزنید که الان هم میخواهم بگویم همه چیز عالی است و در خرید این ماشین شک به دلتان راه ندهید! اما اینطور نیست؛ مشکل اینجاست که 125i نه آنقدر جادار و راحت است که یک خودرو همه کاره شود، نه آنقدر ارزان که ماشین دوم و دم دستی شود و نه آنچنان فانتزی که مثل کوپه ها "از قبیل سری 2" دل جوانها و ماشین بازها را آب کند؛ تازه از دید خیلی ها ماشین های هاچ بک شکوه یک خودرو لاکچری را ندارند و در نتیجه ممکن است بسیاری یک ماشین هم قیمت بزرگتر را علیرغم برند ضعیف تر به سری یک ترجیح دهند. پس این احتمال وجود دارد که این مدل هم به سرنوشت سری یک های قبلی کشو دچار شود.

اما خیلی هم نا امید نشوید زیرا اگر از زاویه دیگری به قضیه بنگریم میتوان نکات مثبت زیادی هم در 125i یافت. مثلاً اینکه واقعاً ماشین خوش ساختی است؛ به نسبت انواع کوپه سواری بهتری دارد و صندلی های عقبش هم "برخلاف اکثر کوپه ها" همچنان قابل استفاده هستند. از لحاظ سطح آپشن هم که اوضاع و احوالش خوب است و مهمتر از همه اینها، از نظر قابلیت های دینامیکی فوق العاده ظاهر میشود. پس اگر یک خانواده کم جمعیت دارید و بدنبال لذت از رانندگی هستید حتماً نیم نگاهی به این فلفل ریزه میزه داشته باشید چرا که هم خیلی تند و تیز است و هم سواری لذت بخش و کاربردی را به شما هدیه میدهد.
در پایان ضمن تشکر از مالک اتومبیل آقای فرزاد شکوهی، نظر شما را به جدول خلاصه مشخصات ب ام و 125i جلب می نمائیم:

مدل125i
پیشرانه4 سیلندر 16 سوپاپ توربو
حجم موتور1997 سی سی
حداکثر قدرت218 اسب بخار در دور 5000
حداکثر گشتاور310 نیوتن متر از دور 1350 تا 4800
گیربکس 8 سرعته اتوماتیک
شتاب صفر تا صد6.2 ثانیه
حداکثر سرعت243 کیلومتر در ساعت
مصرف سوخت ترکیبیحدود 6.5 لیتر در 100 کیلومتر
وزن1450 کیلوگرم
قیمت: لیست قیمت پرشیا خودرو جهت به روز رسانی برداشته شده و به زودی قیمت های جدید اعلام خواهد شد. قیمت احتمالی بالاتر از 300 میلیون تومان.
عکس ها
نظرات
 
 
 

kk

1396/11/2
خواهش مي كنم بابت اين نظرم بهم حمله نكنيد... نگيد گربه دستش ب گوشت نمي رسه مي گه پيف چه بويي مي ده !!! يا اينكه تو هيچي از ماشين حاليت نيست و اينا و يا هر چيز ديگه اي...اين نظر منه كه مي تونه موافقان و مخالفاني داشته باشه طبيعتا...اما من هيييييچ وقت نتونستم ماشين هاي الماني رو مخصوصا ب ام و رو دوست داشته باشم و واقعا هم نمي دونم چرا...سواريشون فوق العادس خيلي خوبن و از لحظ فني هم كه وضعيتشون روشنه اما هيييچ وقت به دلم ننشستن،هيچ وقت ازشون خوشم نيومده و هيييچ وقت دوست ندارم پولي بابتشون بدم و ااصلااا علاقه اي بهشون ندارم...همين ب ام و واقعا طراحي خارجي و داخليش كسل كننده شده و هيچ خلاقيت خاصي توش ديده نمي شه شما از همين الان مي تونين طراحي داخليه ب ام و x7 يا z4 جديد رو حدس بزنيند!!!!...نميگم اصالتشو ول كنه يه هو يه ماشيني توليد كنه ك براي شناختن مجبور شيم حتما ارم ماشين و ببينيم نه اما اينجوريم خوب نيس ديگه...به شخصه اونقدري كه با ديدن خودرويي مثل الفا رومئو جوليا يا استلويو به وجد مي ام و لذت مي برم و دوست دارم روزي با دستم فرمونش و و با پام پدالش و لمس كنم هررررگزززز چنين حسي و موقع ديدن يه خودرويه الماني تجربه نكردم هيچ مدلش نه پورش نه بنز نه ائودي...اگر روزي بخوام هاچ بك بخرم...اول جوليتا دوم بيتل و سوم هم لكسس ct...به نظرم ماشين قبل از طراحي قبل از مسائل فني و قبل از هر چيز ديگه اي بايد روح داشته باشه...من اين روح و بيشتر تويه خودرو هاي ايتاليايي ديدم...حالا هرچقدر هم از لحاظ فني پايينتر از المان ها باشن...
  • سهراب

    1396/11/4
    داداش، همون بیتل که گفتی دوست داری، آلمانیه. ضمناً آلمانی ها بیش از یک قرنه پیشرو دنیا در صنعت خودرو هستن. حالا شما با ب‌ام‌و و آئودی و پورشه و بنز حال نمی‌کنی یه بحث دیگه‌اس.
    13+
  • AA

    1396/12/8
    سلام
    شاید حق با شما باشه - آلمان هم مثل چین یه طراحی رو گرفته و روی یک خط طراحی خودرو هاشومی سازه ولی نباید نسبت به آلمان انقدرهم بد بین باشین - ثانیا"بیتل هم ساخت آلمانه

مهدی

1396/11/2
خیلی خفن و خوشگله
آدم می تونه نهایت لذت رانندگی با یه هاچ بک رو با این ماشین تجربه کنه.
ولی خب چه فایده وقتی که فقط آقازاده ها و یقه سفید ها توانایی پرداخت ۳۲۰-۳۳۰ میلیون واسه این ماشین رو دارن؟
خدایا ببین عدالت رو در دینت چه طوری به نمایش گذاشتن
نمیگم عدالت یعنی همه باید بتونن این ماشین ها رو بخرن
ولی خب شکاف طبقاتی و بی عدالتی تا جایی پیش رفته که من دارم خودم رو می کشم تا بلکه بتونم نصف پول این ماشین رو جور کنم و واسه خودم سر پناهی فراهم کنم.
در کل خدایا شکرت.
  • رضا

    1396/11/8
    واقعا درسته ..
    خیلی هم عالی 300 میلیون ی هاچ بک ارزون ترین سری بی ام و
    این پولا تو جیب کی میره ؟
    واقعا درست نوشته نویسنده مناسب جوانانی است که 200 سال کار کنند که شاید با ثبات وضع فعلی بتونن بخرنش
    3+

منوچهر

1396/11/2
سیستم بازیابی انرژی حاصل از ترمز؟؟؟؟؟؟؟؟
ممكن هست بيشتر توضيح بدين
فكر ميكردم اين سيستم فقط واسه هيبريد هست كه ازترمزگيري ذخيره انرژي باتري ميگيرن
  • آرشششش

    1396/11/3
    دقیقا ، من فکر کنم اشتباه زده باشن
    2+
  • علی اصغر

    1396/11/3
    والا من توی ایکس 1 بود یه بار دیدم که وقتی ترمز میکردی یه سری فلش تو مانیتور وسط نشون میداد که انگار یه چیزی از سمت ترمز میره سمت باطری که دوستم گفت همین بازیابی انرژیه. شاید از همین انرژی کم هم نمیگذرند و تو باطری ذخیره میکنند تا دینام کمتر زیر بار باشه. مطمئن نیستم البته! ضمن اینکه به ترمز گیری هم کمک میشه! هیبریدی هم نبود ماشینش.
    تو کاتالوگ سری 1 هم نوشته داره :

    With Brake Energy Regeneration, the alternator generates electricity primarily when the driver brakes or takes their foot off the accelerator. Previously unused kinetic energy is thereby transformed into electrical energy and fed into the battery

    https://www.kopecky.cz/pdf/bmw/bmw-1-3dverove-katalog.pdf
    6+

محمدوحید

1396/11/2
توی این سگمنت ولوو V40 انتخاب بهتر ایمن تر لوکس تر و زیباتریه

mohammad

1396/11/2
نوش جون اونایی که می تونن سوار شن.....سری 1 300 میلیون......... ماشین جوون پسندیه.....خسته نباشین دولت مردان........ سیصد ماهه دیگه یکی شو میخرم.......

Reza123

1396/11/2
به نظرم الفارومئو با اون قیمت و قیافه ی جذابش انتخاب عاقلانه تری نسبت به این ماشین هست

Ramtin

1396/11/2
یعنی میشه یهروزی بیاد ب ام و رو طراحی داخلی و پشت امپرش کار کنه اصالت هم خیلی خوبه ولی نه دیگه اینکه همه مدلاش یه طراحی باشه

مهرداد

1396/11/2
همه چی عالی جز قیمت این ماشین باید در رده جولیتا ولوو هاچبک و دی اس و سایر رقبا عرضه بشه به هر حال شما با یه ماشین هاچ بک شهری اسپرت طرفی نه یه خودروی لوکس شهری ک

فرامرز

1396/11/2
دو هفته پیش برای یه ماموریت کاری (تو آلمان) مجبور به کرایه ماشین شدم. از اونجایی که خودم یه فولکس واگن گلف (نسل ۶) دارم تصمیم گرفتم یه گلف نسل ۷ (چون نسل ۶ از ۶ سال پیش دیگه تولید نمیشه و شرکت های کرایه خودرو معمولاْ خودروهاشون حداکثر واسه ۳ سال پیشه) رزرو کنم. روزی که قرار بود خودرو رو تحویل بگیرم گفتن که نداریم (توی قرارداد هم گفته بود که بجای گلف ممکنه مینی یا سیتروئن بهم بدن) و گفتن اگه خواستی با همون هزینه (۱۱۰ یورو برای دو روز با بیمه بدنه و حداکثر مسافت ۹۰۰ کیلومتر)‌ ب ام و ۱۲۰ رو میتونیم پیشنهاد کنیم. خودروی من مدل ۲۰۰۹ و نسبتاْ کم آپشن هست ولی این ب ام و مدل ۲۰۱۷ و پر آپشن بود. اولین چیزی که تا سوار ماشین شدم توجهم رو جلب کرد فضای کم کابین و فرمان کوچیک نسبت به گلف بود ولی زود بهش عادت کردم. اولش یکم برام سخت بود تا با گیربکس اتوماتیک و بدون کلاچ رانندگی کنم. استفاده از مانیتور هم چون ماشین خودم نداره خیلی گیج کننده و پرت کننده حواس بود. راستش خیلی ها میگن ب ام و لذت رانندگی بالاتری از گلف داره که احتمالاْ درست میگن، ولی من شرایط و مهارت کافی برای سنجش تفاوت ها رو نداشتم و برای من رانندگیشون خیلی متفاوت نبود (شاید چون تو این یک سال به جز گلف خودم ماشین دیگه ای نرونده بودم). یک تفاوت فرمون تیز ب ام و بود که به نظرم علی رغم اسپرت بودن واسه رانندگی با سرعت ثابت تو اتوبان عالی نیست چون با کوچکترین حواس پرتی ممکنه از خطی که توش هستید خارج بشید. فرمون گلف حدوداْ تا یک سانت هیچ واکنشی نشون نمیده و این تو اون شرایط یه مزیت حساب میشه. از نظر کیفیت کابین و مونتاژ ب ام و برتری به گلف نداره ولی از نظر طراحی گلف خیلی ساده تر هست. از نظر مصرف ب ام و ۱۲۰ تو اتوبان میتونه صدی ۵ لیتر رو بهتون هدیه بده (به شرطی که با سرعت ثابت ۱۰۰ حرکت کنید و ترمز و شتاب گیری نداشته باشید)‌. تو شهر اما مصرف بیشتر حدود ۸ هست (گلف من با توجه به قدیمی بودنش تو اتوبان ۵.۵ و تو شهر ۹ میسوزونه ولی گلف جدید از این نظر بهتره). از نظر آپشن شما میتونید خیلی از آپشن ها رو به گلف اضافه کنید تا به حد ب ام و برسه ولی خب در این صورت شاید فقط ۱۰ درصد از ب ام و ارزونتر باشه. اون ۱۰ درصد هم پول طراحی جذاب تر، صندلیهای راحت تر و عایقکاری بهتر کابین ب ام و هست که میتونه برای خیلی ها مهم باشه. از نظر موتور و گیربکس هم خیلی ها ب ام و رو ترجیح میدن (البته فقط به خاطر روح اسپرت) ولی من نمیتونم حرفی بزنم چون گلف من ۱۰۲ اسب بخار قدرت داره و ۵ دنده دستی و ب ام و ۱۲۰ که من روندم ۱۷۷ اسب قدرت و گیربکس ۸ سرعته تیپ ترونیک داشت که این مقایسه شتاب و سرعت رو بیهوده میکرد (فقط یه نکته اینکه تو سرعت های بالای ۱۲۰ تو ماشین من باید خیلی فشار بیاری تا شتاب قابل توجهی بگیری ولی تو ب ام و ۱۲۰ اینطور نبود و تو حدود ۵ ثانیه سرعت از ۱۲۰ کیلومتر میرسید به ۱۸۰). الآن تو آلمان یه ب ام و ۱۲۵ با آپشن های بالا تا ۴۰ هزار یورو (شامل ۲۰ درصد مالیات بر ارزش افزوده)‌ قیمت داره و به نظرم قیمت زیر ۳۰۰ میلیون با یوروی ۵۸۰۰ تومنی امروز منطقی باشه. ولی اگه من در مقام وارد کننده بودم ترجیح میدادم گلف یا مزدا ۳ وارد کنم چون با قیمت حدود ۲۰ هزار یورویی (با آپشن های نسبتاْ مناسب)، اگه حدود ۱۵۰ میلیون قیمت بخوره خیلی خوب فروش میره. ضمناْ با تجربه ای که من داشتم و سبک رانندگی ساده ای که دارم دنده دستی و موتور تنفس طبیعی رو ترجیح میدم چون آدم رو بیشتر درگیر رانندگی میکنه. امیدوارم روزی برسه که هر جوون ایرانی یه ماشین بروز و استاندارد جهانی (از هیوندای بگیر تا مرسدس) داشته باشه. در آخر بگم که شما میتونید تو آلمان یه گلف ۲۰۰۹ رو بین ۵۰۰۰ و ۱۵۰۰۰ یورو (بسته به کارکرد، آپشن و موتور) گیر بیارید.

Mr

1396/11/3
چرا تازه گیا فیلم هاتون این طوری شده اصلا باز نمیشه

vahid

1396/11/3
jooon

فربد

1396/11/4
واقعاً bmw بايد يه تجديد نظر كلي تو طراحي و تيم طراحاش بكنه به استثناي i8 باقي مدلا واقعاً دارند توي طراحي پسرفت مي كنند و يا درجا ميزنند مثال سري 7 جديد رو با نسل قبلش مقايسه كنيد واقعاً نسل قبل و فاصله چراها از جلو پنجره و خطوط مياني جذابتر بود
همين سري 1 واقعاً نماي عقب ماشين و سه رخ عقب حتي از برليانس 320 هم عقب تره تو طراحي
x6 سري هاي قبل از نسل جديد قشنگتر بودند شما مدلي مثل 630 رو هم كه ببينيد بازم طراحي نسل قبليش خيلي شيكتر بود درسته ميگن طراحي سليقه اي هست ولي خوب سليقه طراح ميتونه خوب يا بد باشه به نظر من به لحاظ طراحي داخل و خارج تيم طراحي bmw بايد تغيير كنه.
Top