موضوعات داغ

بازدید رئیس‌جمهور از سایپا؛ گذار از مدیریت پیمانکاری به انتقال واقعی مالکیت

عکس نویسنده
گروه خودرو
نویسنده
عکس مطلب اول

پیوند بازدید ۷ آبان از سایپا با تناقض‌های مدل واگذاری مدیریت

حضور مسعود پزشکیان در خطوط تولید و مراکز تحقیق و توسعه گروه خودروسازی سایپا در تاریخ ۷ آبان ۱۴۰۵، بار دیگر پرونده پرچالش تعیین تکلیف سهام و نحوه اداره دومین خودروساز بزرگ کشور را به صدر اخبار صنعتی بازگرداند. در جریان این بازدید، رئیس‌جمهور به صورت مستقیم بر ضرورت ارتقای کیفیت خودروهای تولیدی، تسریع در توسعه موتورهای کم‌مصرف، افزایش بهره‌وری خطوط و بهره‌گیری از ظرفیت مهندسان و مدیران توانمند داخلی تأکید کرد. با این حال، قرار دادن این مطالبات فنی در کنار موضع‌گیری‌های اخیر دولتمردان، تصویر پیچیده‌تری از آینده این بنگاه اقتصادی ترسیم می‌کند. پیش از این و در تاریخ ۲۶ مهر ۱۴۰۵، سخنگوی دولت از رویکردی سخن گفته بود که بر اساس آن، مدیریت شرکت‌های بزرگ به بخش خصوصی واگذار می‌شود اما مالکیت در اختیار دولت باقی می‌ماند. این رویکرد با اظهارات پیشین رئیس‌جمهور مبنی بر واگذاری اولیه مدیریت به بخش خصوصی و انتقال تدریجی مالکیت پس از اثبات عملکرد در یک بازه زمانی مشخص، هم‌پوشانی دارد.

کنار هم قرار گرفتن رویداد ۷ آبان ۱۴۰۵ و اظهارات ۲۶ مهر ۱۴۰۵، یک پرسش بنیادین را در میان کارشناسان و فعالان زنجیره خودرو ایجاد کرده است: آیا بدون انتقال قطعی مالکیت و صرفاً با تغییر صندلی‌های مدیریتی، می‌توان انتظار داشت که سایپا وارد فاز تحول ساختاری و نوسازی فناوری شود؟ تجربه دهه‌های گذشته در اقتصاد ایران نشان می‌دهد که آینده سایپا با جابه‌جایی فصلی مدیران تضمین نخواهد شد؛ این شرکت بیش از هر زمان دیگری به یک سهامدار راهبردی، مالکیت باثبات و برنامه بلندمدت سرمایه‌گذاری و بازسازی نیاز دارد. توجه مستقیم عالی‌ترین مقام اجرایی کشور به شاخص‌های فنی نظیر کاهش مصرف سوخت و ارتقای بهره‌وری در جریان این بازدید، یک محرک واقعی برای بدنه مهندسی شرکت محسوب می‌شود، اما اصرار دولت بر حفظ مالکیت و اکتفا به واگذاری پیمانکاری مدیریت، ریسک بلاتکلیفی و فرسایش سرمایه‌های فیزیکی سایپا را به شدت افزایش می‌دهد.

تفاوت بنیادین خصوصی‌سازی واقعی با مدل واگذاری صوری مدیریت

در ادبیات اقتصادی و تجربه جهانی صنعت خودرو، خط پررنگی میان «واگذاری مدیریت» و «انتقال مالکیت» کشیده شده است. مدل واگذاری مدیریت با حفظ مالکیت دولتی، که اکنون به عنوان یک گزینه روی میز دولت قرار دارد، در عمل نوعی قرارداد پیمانکاری مدیریت است. در این ساختار، مدیران منصوب بخش خصوصی فاقد اختیار کامل بر دارایی‌ها بوده و به دلیل عدم قطعیت در تداوم حضور خود، انگیزه‌ای برای تعریف پروژه‌های سرمایه‌گذاری بلندمدت ندارند.

چرایی شکست الگوهای مدیریتی بدون پشتوانه مالکیتی

توسعه یک پلتفرم جدید خودرویی یا طراحی خانواده موتورهای کم‌مصرف که مورد تأکید رئیس‌جمهور در بازدید ۷ آبان ۱۴۰۵ بود، نیازمند تزریق صدها میلیون دلار سرمایه و بازه زمانی ۳ تا ۵ ساله برای رسیدن به نقطه سر به سر اقتصادی است. مدیری که تنها بر اساس یک قرارداد موقت و بدون در اختیار داشتن سهام کنترلی وارد مجموعه می‌شود، به طور طبیعی تمرکز خود را بر شاخص‌های کوتاه‌مدت نظیر افزایش تیراژ روزانه یا تکمیل خودروهای ناقص در کف پارکینگ‌ها می‌گذارد تا کارنامه فوری خود را مثبت نشان دهد. در چنین شرایطی، هزینه‌های تحقیق و توسعه و بازسازی خطوط رنگ و بدنه به عنوان هزینه‌های غیرضروری تلقی شده و به تعویق می‌افتند.

ضرورت حضور سهامدار راهبردی با احساس مسئولیت مالی

در نقطه مقابل، انتقال واقعی مالکیت به معنای ورود سهامدار راهبردی است؛ نهادی که منابع مالی خود را درگیر خرید سهام کرده و سود و زیان بنگاه مستقیماً به ترازنامه مالی او گره خورده است. ایجاد انگیزه مستقیم مالی برای حفظ ارزش دارایی‌ها و جلوگیری از تحمیل تصمیمات سیاسی روزمره به شرکت، دستاورد مستقیم انتقال قطعی مالکیت است، در حالی که تداوم سایه دولت به عنوان مالک اصلی، دست مدیران را برای جراحی‌های مالی و چابک‌سازی ساختار نیروی انسانی به کلی می‌بندد و شرکت را در تله بوروکراسی دولتی نگه می‌دارد. سهامدار واقعی زمانی که بداند آینده کارخانه متعلق به اوست، برای تأمین مالی از بازار سرمایه، مذاکره با شرکای تجاری خارجی و نوسازی ماشین‌آلات فرسوده ریسک‌پذیری لازم را خواهد داشت.

خط قرمز واگذاری؛ خصوصی‌سازی سایپا نباید به یکپارچه‌سازی صنعت خودرو ختم شود

یکی از مهم‌ترین دغدغه‌هایی که هم‌زمان با طرح موضوع واگذاری سایپا در محافل تخصصی مطرح می‌شود، نحوه چینش سهامداران جدید و جلوگیری از بلعیده شدن این شرکت توسط ساختارهای رقیب یا کنسرسیوم‌های مشترک است. سایپا به عنوان دومین قطب خودروسازی کشور، دارای شبکه گسترده نمایندگی‌ها، زنجیره تأمین اختصاصی و هویت صنعتی مستقل است. هدف از خروج دولت از مدیریت و مالکیت سایپا، به هیچ عنوان نباید تجمیع مالکیت و مدیریت دو خودروساز بزرگ کشور در یک نقطه یا ایجاد یک ساختار متمرکز و شبهه انحصاری باشد.

خطرات تجمیع مالکیت و شکل‌گیری انحصار مطلق در بازار

اگر فرآیند واگذاری سهام سایپا به گونه‌ای طراحی شود که مالکان یا ذی‌نفعان اصلی دیگر خودروسازان بزرگ کشور، کرسی‌های هیئت‌مدیره سایپا را نیز در اختیار بگیرند، بازار خودروی ایران از یک ساختار دوقطبی ناقص به یک انحصار کامل و بی‌رقیب سقوط خواهد کرد. در مدل یکپارچه‌سازی، تنوع سبد محصولات به بهانه کاهش هزینه‌ها محدود شده و قدرت چانه‌زنی قطعه‌سازان و مصرف‌کنندگان به صفر می‌رسد. ساختار متمرکز نه تنها چابکی تصمیم‌گیری را از بین می‌برد، بلکه هرگونه خطای استراتژیک در رأس هرم مدیریت واحد را به کل صنعت خودروی کشور تسری می‌دهد.

حفظ هویت صنعتی سایپا برای ایجاد رقابت به نفع مصرف‌کننده

بقای سایپا به عنوان یک موجودیت کاملاً مستقل با استراتژی‌های متمایز، پیش‌شرط شکل‌گیری رقابت در بازار داخلی است. زمانی که سایپا دارای سهامدار راهبردی مجزا باشد، برای کسب سهم بازار در سگمنت خودروهای اقتصادی و نیمه‌اقتصادی ناچار به رقابت کیفی و قیمتی با سایر بازیگران خواهد بود. حفظ استقلال سازمانی سایپا این پتانسیل را دارد که تنوع پلتفرم‌ها و رقابت در شبکه خدمات پس از فروش را زنده نگه دارد، اما هرگونه حرکت به سمت یکپارچه‌سازی مالکیت خودروسازان، عملاً حق انتخاب شهروندان را سلب کرده و زمینه را برای دیکته کردن قیمت و کیفیت به بازار فراهم می‌سازد.

الزامات برنامه نجات بلندمدت؛ فراتر از تغییرات مدیریتی کوتاه‌مدت

تحقق خواسته‌های مطرح‌شده در بازدید ۷ آبان ۱۴۰۵ رئیس‌جمهور، نیازمند یک نقشه راه جامع و چندبعدی است که از سطح تغییرات اتوبوسی مدیران میانی و ارشد فراتر برود. سایپا امروز با انباشتی از چالش‌های مزمن روبه‌روست که حل آن‌ها نیازمند یک برنامه نجات بلندمدت در ۶ محور کلیدی است.

اصلاح ساختار مالی، تعیین تکلیف بدهی‌ها و نوسازی خطوط تولید

نخستین گام در احیای سایپا، جراحی ساختار مالی و تعیین تکلیف زیان انباشته و بدهی‌های سنگین بانکی و زنجیره تأمین است. بدون مهندسی مجدد مالی، هرگونه درآمد عملیاتی شرکت صرف پرداخت هزینه‌های مالی تسهیلات گذشته خواهد شد. هم‌زمان با این اقدام، سرمایه‌گذاری مستقیم در خطوط تولید و فناوری‌های ساخت الزامی است. بسیاری از قالب‌های بدنه و خطوط مونتاژ فعلی نیازمند بازنگری و اتوماسیون صنعتی هستند تا خطای انسانی کاهش یافته و بهره‌وری تولید افزایش یابد.

توسعه محصولات رقابتی، ارتقای کیفیت و خدمات پس از فروش

محور سوم و چهارم برنامه نجات، به خروجی مستقیم کارخانه مربوط می‌شود. سایپا برای بقا در بازار سال‌های آینده ناچار به عبور از پلتفرم‌های قدیمی و توسعه محصولات رقابتی، ایمن و مجهز به پیشرانه‌های کم‌مصرف است. این محصولات جدید باید با استانداردهای سخت‌گیرانه کیفی تولید شوند تا هزینه‌های گارانتی و نارضایتی مشتریان کاهش یابد. همچنین، بازطراحی شبکه خدمات پس از فروش برای تأمین به‌موقع قطعات یدکی و ارائه خدمات استاندارد، بخش جدایی‌ناپذیر این فرآیند است.

بازسازی زنجیره تأمین و استراتژی توسعه بازارهای صادراتی

محور پنجم بر بازسازی زنجیره تأمین و حمایت منطقی از قطعه‌سازان استوار است. تسویه مطالبات قطعه‌سازان و حرکت به سمت قراردادهای بلندمدت مبتنی بر کیفیت، ریسک توقف خطوط تولید به دلیل کسری قطعه را از بین می‌برد. در نهایت، محور ششم شامل توسعه بازارهای صادراتی است. سایپا که در سال‌های گذشته تجربه حضور در برخی بازارهای منطقه‌ای را داشته، برای تداوم حیات اقتصادی و تأمین ارز مورد نیاز خود، باید محصولات جدیدی را با قابلیت پاس کردن استانداردهای بین‌المللی برای صادرات هدف‌گذاری کند. تدوین چنین برنامه جامعی می‌تواند سایپا را از یک بنگاه زیان‌ده به یک شرکت سودآور و ارزآور تبدیل کند، هرچند واقعیت تلخ فعلی این است که فرسودگی شدید زیرساخت‌ها و حجم بالای تعهدات معوق، اجرای هم‌زمان این ۶ محور را بدون تزریق نقدینگی سنگین از سوی یک مالک قدرتمند، تقریباً غیرممکن کرده است.

پاسخگویی مالک جدید و سنجش دقیق اهلیت صنعتی در فرآیند واگذاری

دفاع از انتقال واقعی مالکیت سایپا به بخش خصوصی، به معنای رهاسازی این بنگاه استراتژیک و سپردن بی‌قیدوشرط آن به خریداران فاقد صلاحیت نیست. تجربه برخی واگذاری‌های ناموفق در دهه‌های گذشته نشان داده است که خصوصی‌سازی بدون نظارت و بدون سنجش اهلیت، می‌تواند به تعطیلی خطوط تولید و تبدیل کارخانه‌ها به پروژه‌های مستغلاتی منجر شود. بنابراین، فرآیند انتقال مالکیت سایپا باید بر دو ستون محکم استوار باشد: «سنجش سخت‌گیرانه اهلیت به معنای توان بازسازی» و «الزام مالک جدید به پاسخگویی قانونی».

معیارهای سنجش اهلیت؛ توان بازسازی در برابر توان تصاحب سهام

در مدل صحیح واگذاری، معیار انتخاب خریدار نباید صرفاً داشتن منابع مالی برای پرداخت ثمن معامله و تصاحب بلوک سهام باشد. اهلیت خریدار یا کنسرسیوم متقاضی باید بر اساس چهار شاخص کلیدی شامل توان مالی پایدار برای تزریق سرمایه در گردش، تجربه اثبات‌شده صنعتی و تولیدی، دسترسی به منابع سرمایه‌گذاری و فناوری، و ارائه یک برنامه عملیاتی بلندمدت و قابل راستی‌آزمایی سنجیده شود. خریداری که صرفاً با تکیه بر تسهیلات بانکی یا با هدف تسلط بر جریان نقدینگی پیش‌فروش خودروها وارد میدان شود، نه تنها کمکی به بازسازی سایپا نخواهد کرد، بلکه بحران‌های این شرکت را عمیق‌تر می‌سازد.

تعهدات قانونی، شاخص‌های عملکرد و نظارت پسینی

پس از احراز اهلیت و انتقال مالکیت، رابطه دولت و حاکمیت با سایپا از حالت «بنگاه‌داری و دخالت در امور روزمره» به حالت «سیاست‌گذاری و نظارت قانونی» تغییر می‌یابد. قرارداد واگذاری باید متضمن تعهدات دقیق و زمان‌بندی‌شده در زمینه تیراژ تولید، عمق ساخت داخل، کاهش مصرف سوخت محصولات، ارتقای رتبه کیفی و حفظ اشتغال مولد باشد. الزام مالک جدید به ارائه گزارش‌های دوره‌ای بر اساس شاخص‌های کلیدی عملکرد و پیش‌بینی ضمانت‌های اجرایی سنگین در صورت انحراف از برنامه نجات، ریسک شکست خصوصی‌سازی را به حداقل می‌رساند، در مقابل، هرگونه ابهام در متن قراردادهای واگذاری یا چشم‌پوشی نهادهای ناظر از تعهدات سرمایه‌گذاری خریدار، می‌تواند سرنوشت دومین خودروساز کشور را با مخاطرات جدی امنیتی و کارگری مواجه کند. عبور از ایده‌های مبهمی همچون واگذاری مدیریت دولتی و حرکت شجاعانه به سمت انتقال مالکیت به یک بازیگر صنعتی مستقل و ذی‌صلاح، تنها مسیر واقعی برای تحقق اهدافی است که رئیس‌جمهور در بازدید آبان‌ماه خود از سایپا به دنبال آن بود.

نظرات کاربران

دیدگاه های شما پس از تایید توسط خودروبانک نمایش داده خواهند شد